ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - پنج - از خود براى خود برخوردار شويد
از آن جهت كه خداوند متعال اين عظمت و استعداد و شرف و ارزش را به او عنايت فرموده است كه اگر آنها را بجاى آورد ، تصعيد حيات كمالى او قطعى خواهد بود و اين عظمت از آن خدا و اثر مشيت او در ذات انسان است ، پس احترام آن واجب و شرم و حيا از توهين بآن عظمت بوسيلهء ارتكاب زشتىها لازم است . به اضافهء اين كه انسان با يك احساس فطرى ناب وجود ناظر و نگهبان درونى را كه بهمهء حركات و سكنات انسان در بارهء صلاح يا فساد خويشتن انجام مى دهد ، بخوبى درك مى كند . اين نكته را براى توضيح مطالب فوق بايد در نظر گرفت كه مفهوم احترام و حيا و خجلت در جائى است كه احترام و حيا كننده غير از آن موجود است كه مورد احترام و حيا قرار مى گيرد . بنا بر اين بايد بدانيم كه احترام كننده خود بيطرف انسانى است كه بوسيلهء عقل و وجدان و اصول انسانى ، عظمتى در ذات انسان تشخيص مى دهد كه واجب الاحترام و از اهانت بر آن بجهت ارتكاب به كثافتها و پليديها شرم و حيا مى كند و اگر اين احترام و شرم و حيا و از خويشتن در كسى وجود نداشته باشد ، محال است كه احترام و حيا در بارهء ديگران براى چنين شخصى مطرح بوده باشد . بدين ترتيب از ديدگاه اسلام هر فردى مأمور خودسازى با احساس لزوم احترام ذات و اهانت بر آن گشته و جزئى از اجتماع قرار مى گيرد و بدون بكار بستن اين اصل بوجود آمدن اجتماع سالم انسانى [ نه اجتماع دارندگان حيات طبيعى محض ] خواب و خيالى بيش نبوده و نخواهد بود .
١٠ - من النّقص أن يكون شفيعك شيئا خارجا عن ذاتك و صفاتك [١] ( از نقص شخصيت تست اين كه شفيع تو شيء بيرون از ذات و صفات تو بوده باشد ) .
براى رسيدن به هدفهاى و الا در مسير تصعيد حيات كمالى ، چشم دوختن
[١] . حكم منثوره ص ٢٩ .