ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - ٥ - احساس بىنيازى در دنيا مستلزم گمراهى ٦ - احساس فقر مستلزم اندوه
خداوند عز و جل از چهار خصلت از او سؤال كند : ١ - عمرت را در چه مسيرى به فنا دادى .
٢ - بدنت را در چه پوساندى .
٣ - مالت را از كجا اندوختى و در چه راهى نهادى .
٤ - و از محبت ما اهل بيت .
عمر بن الخطاب گفت : اى پيامبر خدا ، علامت محبت شما چيست فرمود : محبت اين مرد و دستش را روى سر امير المؤمنين ( ع ) گذاشت .
اين روايت چنانكه گفتيم قابل تخصيص بنظر نمى رسد .
٦ ، ٧ - من استغنى فيها فتن و من افتقر فيها حزن ( هر كس در اين دنيا احساس بىنيازى كند ، گمراه و مفتون گردد و اگر مبتلا به فقر شود ، اندوهگين گردد ) .
٥ - احساس بىنيازى در دنيا مستلزم گمراهى . ٦ - احساس فقر مستلزم اندوه يكى از ثابتترين اصول حيات طبيعى بشرى كه بوئى از « حيات معقول » نبرده باشد ، گمراهى و طغيانگرى در موقع احساس بىنيازى است . اين اصل در قرآن مجيد با كمال صراحت چنين گوشزد شده است : ( كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى ) [١] ( قطعا ، انسان ، بدان سبب كه خود را بىنياز مى بيند ، طغيانگرى ميكند ) .
در بارهء اين اصل كه در موارد متعددى از نهج البلاغه با عبارات گوناگون آمده است ، مسائلى را مطرح كردهايم . در اين مبحث باين نكته اشاره مى كنيم كه علت طغيانگرى بجهت احساس بىنيازى در ذات خود حيات طبيعى محض نهفته است و يك پديدهء عارضى نيست كه قابل استثناء بوده باشد . براى توضيح
[١] . سورهء العلق آيه ٦ و ٧