ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - ٣ - در حلالش حساب ٤ - در حرامش عقاب
است و اما خصوصيات مسئول و موضوعهائى كه در بارهء آنها سؤال خواهد شد و محاسبه كننده و كسى كه محاسبه در بارهء او انجام خواهد گرفت ، چيست ، روشن نيست . جمعى از علماء مى گويند : سؤال از همهء نعمتها و اموال دنيوى است و اخبارى كه از خاصه و عامه نقل شده است ، بر اين نظريه دلالت مى كند ، مانند اين روايت كه مى گويد : در حلالش حساب است و در حرامش عقاب [ در بعضى از روايات اين جمله هم آمده است كه و در مشتبهاتش ملامت است ] و از گروهى از روايات چنين استفاده مى شود كه :
أنّ المؤمن لا حساب عليه ( براى مؤمن حسابى نيست ) .
و در بعضى از روايات ديگر هست كه :
أنّه لا حساب في المأكول و الملبوس و المنكوح ( در خوردنىها و پوشيدنىها و نكاح حسابى نيست ) .
در بعضى ديگر از اخبار آمده است كه :
أنّ قوما يدخلون الجنّة بغير حساب ( گروهى وارد بهشت ميشوند بدون حساب ) .
و از مقدارى احاديث چنين بر مى آيد كه :
الأعمال الصالحة يوجب دخول صاحبه على الجنّة بلا حساب [١] ( اعمال صالح موجب مى شود كه انجام دهندهء آنها بدون حساب وارد بهشت شود ) - ١ .
سپس علامه مجلسى ميان اين روايات مختلف را با دو طريق جمع كرده است : طريق يكم - اخبارى كه حساب را نفى مى كند ، مقصود مردمان با ايمان هستند كه حسابى بر آنان نيست .
طريق دوم - نفى حساب در امور ضرورى است مانند خوردنىها و
[١] - منهاج البراعة في شرح نهج البلاغه - مرحوم حاج ميرزا حبيب هاشمى خوئى ج ٥ ص ٣٣٧ نقل از كتاب حق اليقين علامهء مجلسى .