ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - پنج - از خود براى خود برخوردار شويد
زندگى كند ، حتى تكيه به خداوند هم نداشته باشد « اينان اطلاعى از موجوديت انسانى و معناى تكيهء وى به خدا ندارند و نمى دانند كه وابستگى انسان به خدا نه تنها مستلزم ركود و احساس حقارت و نيازمندى تضعيف كننده نيست ، بلكه وابستگى انسان به خدا ، تكيه بر علم مطلق و قدرت مطلقه و فعال مطلق است كه مانند آهن برافروخته از آتش ، انسان متكى ، از علم و قدرت و فعاليت مطلق بر افروخته مى شود ، يعنى او هرگز مطلق نمى گردد ، ولى از اشعهء مطلق بر افروخته مى شود . همهء ما على بن ابي طالب ( ع ) را مى شناسيم و تاريخ حيات آن انسان كامل در دسترس همه كس قرار گرفته است . زندگى آن حضرت در حد اعلاى استقلال سپرى شده است ، تا آنجا كه بعضى از حكماء در بارهء وى گفتهاند : افتقار الكلّ أليه و استغنائه عن الكلّ يعطى أنّه أمام الكلّ فى الكلّ ( احتياج همهء مردم [ در معرفت و ساخته شدن در ابعاد گوناگون حيات ] به على بن ابي طالب و بىنيازى او از همهء مردم ، اثبات مى كند كه او پيشواى همهء مردم است در همه چيز ) .
با اين حال اين انسان مستقل و كامل حتى يك لحظه استقلال ذاتى در برابر خداوندى احساس نمى كرد ، و درون او در همهء احوال و شرايط با ارتباط با خدا حركت ميكرد ، و لذا با كمال صراحت بعنوان قانون كلى بدون هيچ استثنائى ، بايد گفت : با نظر به احتياج ذاتى انسانها ، هرگز كسى به استقلال حيات موفق نمى گردد مگر اين كه امكان وابستگى ذات خود را با خدا دريابد و آن وابستگى را با كمال آگاهى و آزادى عملى نمايد .
١١ - من لم تستقم له نفسه فلا يلومنّ من لم يستقم له [١] ( كسى كه نفس خويشتن براى خود او تعديل و مستقيم و ساخته نشود ، عدم تعديل و عدم
[١] . حكم منثوره ص ٣٧ .