ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - شانزده - نخست احساس درد نقص در حيات طبيعى محض ، سپس حركت در مسير تصعيد حيات كمالى
عضوى كه مدت طولانى كار خود را انجام ندهد ، دست از فعاليتهاى خود برميدارد و راكد مى گردد . عقل سليم و وجدان و فطرت ناب تا مدتها تحريكات خود را انجام مى دهند ، وقتى كه انسان باين تحريكات پاسخ مثبت ندهد و آن تحريكات را ناديده بگيرد ، با گذشت زمان ، راهنمايان مزبور از كار مى افتند و آدمى را بحال خود رها مى كنند ، مانند آن طبيب كه بيمارى به او مراجعه كرد طبيب پس از معاينه متوجه شد كه بيمارى او علاج ناپذير است ، به او گفت : برو هر چيزى را كه دلت بخواهد بخور و هر كارى را كه دلت خواست انجام بده . بگذاريد اين داستان را از زبان مولوى بشنويم :
< شعر > آن يكى رنجور شد سوى طبيب گفت نبضم را فرو بين اى لبيب تا ز نبض آگه شوى از حال دل كه رگ دست است با دل متصل نبض او بگرفت و آگه شد ز حال كه اميد صحت او بد محال گفت هر چت دل بخواهد آن بكن تا رود از جسمت آن رنج كهن صبر و پرهيز اين مرض را دان زيان هر چه خواهد دل در آرش در ميان اين چنين رنجور را گفت اى عمو حق تعالى أعملوا ما شئتم < / شعر > بلى ، عدالت و صدق و صفا و صميميت موجب زيان مزاج آن خود طبيعى است كه مى خواهد در اين دنيا بدون قانون حيات زندگى كند . لذا خداوند متعال اين گونه بيماران را كه با كمال اختيار خود را مريض كردهاند ، مى فرمايد : ( إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ ) [١] ( هر چه را خواستيد انجام بدهيد ، خدا به آن چه كه انجام مى دهيد ، بينا است ) .
( ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) [٢] ( آنان را رها كن تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو آنانرا مشغول بدارد ، آنان بزودى خواهند فهميد ) [ كه چه سرمايهء بزرگى را تباه كردهاند ] .
[١] . فصلت آيه ٤٠ .
[٢] . الحجر آيه ٣ .