ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨
مرحوم ملا محمد مهدى نراقى قطع نظر كنيم ، مطالبى را كه در تعريف زهد و درجات آن مى نمايد ، متين و با نظريه مجموع منابع اسلامى كاملا صحيح بنظر مى رسد . و مى توان گفت : تعريف زهد در نظريهء نراقى از دو درجه كه براى زهد بيان كرده است ، بخوبى استنباط مى شود . دو درجهء زهد از نظر نراقى بدين ترتيب است : درجهء يكم - اعراض از دنيا براى گرايش به آخرت ، با اعراض از غير خدا براى گرايش بسوى خدا . اين عاليترين درجهء زهد است . البته چنانكه توضيح داديم ، مقصود حذف دنيا از حيات نيست ، زيرا كه چنين حذفى ضد مشيت خداوندى بوده و به آماده كردن ميدان براى تاخت و تازى كه تازان تنازع در بقاء مى انجامد و اين ضد انسانهاى از خدا بيخبر با تسلط به انسانها ، نه تنها مانع برخوردارى كمال جويان از زهد و پارسائى مى گردند ، بلكه حتى يك فرد را هم در روى زمين بحال خود آزاد نمى گذارند و همه را بردهء خود تلقى خواهند كرد . لذا نراقى و امثال او از اخلاقيون كه همهء كوشش آنها در استنباط نظريات خود از منابع اسلامى است ، از پرستش دنيا و هدف قرار دادن آن جلوگيرى مى كنند . و اگر مقصود از اعراض از دنيا و قدرت و نعمتهاى پاكيزهء آن ، كنار رفتن از ميدان « حيات معقول » بوده باشد ، در اين فرض حياتى وجود ندارد كه قابل تقسيم به حيات زاهدانه و غير زاهدانه بوده باشد . بنا بر اين ، بايد گفت : عاليترين درجهء زهد در اين دنيا عبارت است از اعتقاد به اين كه دنيا گذرگاه بسيار پرمعنائى است كه آگاهى و هشيارى در آن ، موجب شكوفا شدن استعدادهاى عالى انسانى مى گردد و عاليترين استعدادى كه در اين گذرگاه به فعليت خواهد رسيد ، عبارت است از دريافت واقعى ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) [١] ( قطعا ،
[١] . الانعام آيه ١٦٢ .