ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٣ - ٢ - ضعف ناشى از جهل اضطرارى
حيات بخش مى گردد : توجه باين كه آينده بطور كامل در اخيار و آگاهى من نيست ، كه مهمترين نقطهء ضعف است ، با اين توجه و ايمان كه آينده و حال من همچون گذشتهء من وابسته به قدرتى است مطلق كه اگر چه مرا به تحصيل آگاهى و قدرت براى ادامهء حيات دستور داده است ، ولى اين آگاهى و قدرت بهر درجه اى هم كه برسد ، رشتهء حيات را با همهء خواص و عواملى كه دارد از دست خالق زندگى و مرگ نمى گيرد ، مبدل به قدرت مى گردد . علت اين كه توجه و ايمان مزبور نقطهء ضعف آدمى را به قدرت مبدل مى كند ، اينست كه خالق حيات مؤكدترين دستور را براى هر گونه فعاليت كه به آگاهى و قدرت انسانى در ادامهء حيات ممكن است ، صادر فرموده است .
< شعر > اندرين ره ميتراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسفوار مى بايد دويد < / شعر > بار ديگر به اين نكته اصرار مى كنيم كه حكمت بسيار سازندهء محروميت انسان از علم مطلق به آينده ، جلوگيرى از احساس استغناى ذاتى است كه بدون استثناء طغيانگرى و يا سستى را ايجاب ميكند .
( كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى ) [١] ( قطعا ، انسان هنگامى كه خود را بى نياز ديد طغيان خواهد كرد ) .
از اين جهت است كه مى توان گفت : با نظر به ظرفيت موجوديت آدمى ، محدوديت علمى كه بدست مى آورد ، بصلاح واقعى او است ، نه اين كه نقطهء ضعفى در وجود او است .
( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ ) [٢] ( و براى شما از علم جز اندكى داده نشده است ) .
[١] - العلق آيهء ٦ .
[٢] - الاسراء آيهء ٨٥ .