ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٨ - نوزده - تصعيد حيات كمالى بدون بكار انداختن عقل امكان پذير نيست و بدون تهذيب روحى ، عقل هيچ كار انسانى انجام نخواهد داد
مرتكب مى شود ، عقل را به پاى محاكمه كشانده و از وى بپرسيم چه علتى و چه دليلى اثبات كرده است كه ما انسانها بايد از تو پيروى كنيم اگر عقل بگويد : خود من حكم به ضرورت پيروى انسانها از خود مى نمايم از نظر منطقى اين تكرار ادعا ( مصادره بمطلوب ) است كه نمى تواند ادعا را اثبات كند . پس حجيت عقل و ضرورت پيروى از آن مستند به حقيقتى است كه غير از خود عقل است كه مى توان گفت : آن حقيقت وجدان و يا عقل عملى است كه دريافت شدههاى اصيل را در اختيار بشر مى گذارد و مى گويد : بايد از احكام صادره از عقل در قلمرو مخصوص بخود تبعيت نمود . از آن طرف ثابت كرديم كه قلمرو فعاليتهاى عقل در بارهء قضاياى مربوط به موقعيت انسان در پهنهء جهان و انسان ، مشروط به ضرورتها و بايستگىها است كه براى انسان ثابت شده است ، قطعى است كه براى بهره بردارى صحيح از اين قدرت و استعداد بزرگ ، بايد به ضرورتها و بايستگىهائى كه انسان براى خود مشخص مى كند ، توجه جدى نمود ، يعنى بايد توجه جدى به سر سلسلهء حلقههاى احكام عقلى نمود كه با فرض ضرورتى كه انسان تشخيص داده است ، پشت سر هم كشيده خواهد شد ، چنانكه در قضيهء « بايد تحصيل دانش كرد » مشاهده كرديم كه اين قضيه مشروط به قضيه اى پيش از خود و آن قضيه هم مشروط به يك قضيهء قبلى بود ، تا برسيم به سر سلسلهء اين قضاياى مشروط كه عبارت بود از اين كه « انسان زندگى خود را مى خواهد » نتيجهء كلى و قاطعانه اى كه از مسئله گرفته مى شود ، اينست كه آنچه كه موجب پيشرفت انسان در تصعيد حيات تكاملى ميباشد ، فقط بكار انداختن عقل نيست و اين يك جملهء ابهام انگيز است كه در مغزهاى متفكران بعنوان مهمترين اصل تلقى مى شود كه « بايد مطابق عقل رفتار كرد » زيرا اگر اين « بايد » پس از تشخيص ضرورت و بايستگى است كه موقعيت انسان در بارهء يك موضوع اقتضاء مى - كند ، تقريبا تحصيل حاصل يا توضيح واضحات است ، زيرا پس از تشخيص اين كه اين گياه زهرآگين است حكم عقل به اجتناب از آن ( اين گياه زهرآگين