ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٧ - دوم - پذيرش لزوم مالكيت بر خويشتن براى بدست آوردن توانائى رشد من يا روح
٦ - تبديل تضادها و رقابتهاى كشنده به رقابتها و مسابقات سازنده .
٧ - احساس انبساط روانى و بزانو در نيامدن در برابر دردها و گرفتگى - هاى گذران روانى و آشنائى و انس عقلانى و احساسى تصعيد شده با محيط و اجتماع .
٨ - ارزيابى در هدفها و وسيلهها و تنظيم آنها .
٩ - تفسير صحيح قدرت و توجيه آن در خير و صلاح جامعه .
١٠ - تحول جوامع انسانى كه مباينت و مغايرت ميان خود را تا حد دو نوع متضاد تحقير نمودهاند ، به افراد مختلف يك خانواده .
١١ - بجا آوردن حق واقعى ارزشهاى كارهاى فكرى و عضلانى .
١٢ - تنظيم ساعاتى مناسب براى برخوردارى همهء افراد جامعه از تربيت روحى و تقويت آگاهىها و تعميم انبساط روانى براى همه .
دوم - پذيرش لزوم مالكيت بر خويشتن براى بدست آوردن توانائى رشد من يا روح مقصود از مالكيت در قانون « انسان در رابطه با خويشتن » مالكيت حقوقى كه يك اعتبار ناشى از قرار دادها است ، نمى باشد و نيز منظور از مالكيت توانائى هر گونه تفسير و توجيه و تصرف در خويشتن نيست كه برخى از متفكران سطحى نگر گمان مى كنند و خيال مى كنند كه انسان با آن مالكيتى كه بر خويشتن دارد ، مى تواند هر چه كه از وى ممكن است در بارهء خويشتن صادر شود ، انجام بدهد مثلا به هستى خود با انتحار پايان بدهد نبوغ علمى و هنرى خود را در مختل كردن زندگى خود و ديگران بكار ببرد بلكه مقصود از مالكيت بر خويشتن اينست كه نگذارد خويشتن او مانند يك برگ سبك و ناچيز در پيش پاى كمترين نسيم و تندترين طوفانها استقلال و احساس هستى خويشتن را از دست بدهد . اگر از هم اكنون به پشت سر برگرديم و همهء