ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - دو - اگر بخواهيم به خود نمودهاى زيبا عشق بورزيم ، از شناخت واقعى زيبائى نابينا خواهيم گشت
و عمومى خودشان هم نمى دانند چه فكر ميكنند و چه مى گويند . نيز بايد براى اعتقاد به تكامل يا آگاهى و هدفگيرى را براى همهء اجزاى جهان هستى اثبات كنيم ، و مى دانيم كه اثبات علمى آگاهى و هدفگيرى براى همهء اجزاى جهان هستى با نظر به معناى اصطلاحى علم امكان ناپذير است . و يا بايد عامل حركت تكاملى را در خارج از ذات اجزاى جهان بدانيم . اگر ما بخواهيم فقط در اجزاى متغير و متحرك جهان بنگريم و تنظيم كنندهء تغيرات و حركات را در خود اجزاى متغير پيدا كنيم ، بدون ترديد بهيچ نتيجهء صحيحى نخواهيم رسيد . چنانكه با ديدن تعاقب رويدادها پشت سرهم ، بهيچ رابطه اى بعنوان رابطهء ضرورى عليت نخواهيم رسيد . و بهمين جهت بوده است كه همهء متفكرانى كه در خود اجزاى متحرك جهان نگريستهاند ، نتوانستهاند ، ثابتهائى را كه تنظيم كنندهء آن متغيرها است ، درك كنند و در نتيجه يا در بن بست نيهيليستى ( پوچگرائى ) گرفتار ميشوند و يا نوعى ايده آليسم بىپايه را مى پذيرند ، اگر چه ادعاى رئاليستى داشته باشند .
دو - اگر بخواهيم به خود نمودهاى زيبا عشق بورزيم ، از شناخت واقعى زيبائى نابينا خواهيم گشت ما مى دانيم كه نمود زيباييها براى مردم همهء جوامع و در همهء دورانها مطرح است و هيچ فردى معتدل در هيچ نقطه اى از تاريخ و در هيچ يك از جوامع و ملل نمى توان پيدا كرد كه زيبائى را دوست نداشته باشد ، اگر چه زيبائى براى هر قومى معناى مخصوصى دارد . از طرف ديگر اين مطلب را هم مى توان اثبات كرد كه نگرش به زيباييها بر دو نوع متفاوت است : نوع يكم - در رابطه قرار دادن حواس با نمود زيبا و احساس لذت و انبساط روانى از اين ارتباط كه در همهء انسانها وجود دارد . انسان در اين ارتباط فقط به نمود ظاهرى زيبا مى نگرد و از راه حواس از آن نمود زيبا