ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - چهار - نبايد براى اشباع هوى و هوسهاى ديگران ، روح خود را فاسد ساخت
[ از جاده اى كه من در پيش گرفتهام ] جلوگيرى كند ، دانا هستم ولى من براى چنين اصلاحى كه شما مى پنداريد خود را فاسد نخواهم كرد ) .
اينست قانون واقعى ادارهء حيات انسانها . ولى همه مى دانيم كه در اغلب جوامع و اغلب دورانها مبناى رياست و زعامت تحصيل رضايت بطور غير مشروط بوده است ، يعنى رضايت مردم به آن چه كه آن را مصلحت و بر كنارى از انحراف تشخيص مى دهند ، نه رضايت بواقعيات و حقايق مؤثر در اعتلاى دو بعد مادى و روحى حيات چه بايد كرد كه مقدارى از اقوام و ملل قوانين و حقوق بر مبناى عرف عام ( خواستههاى اكثريت ) را بهترين قوانين و حقوق تلقى كردهاند و در حقيقت خواسته و رضايت غير مشروط اكثريت مردم را كه قدرت يا ارادهء صعود به مرحلهء رشد از خود نشان نمى دهند ، مبناى اساسى بايستگىهاى حقوقى قرار دادهاند و اخلاق عالى انسانى را كه اگر جدى مطرح شود ، قطعا اداره كنندگان جامعه را هم تعديل خواهد كرد ، يا بكلى منكر مى شود و يا تا حد وسيله اى براى كم كردن درد سر مقامات انتظامى و قضائى تنزل مى دهند و اين جريان عمومى است كه سطوح روانى اكثريت انسانها را با اين كه مستعد و قابل تصعيد روحى هستند ، با لذت خواهى و گرايش بقدرت اشباع نموده است . بنا بر فرمودهء امير المؤمنين ( ع ) يك جامعهء سالم نبايد مبناى رضايت و مصلحت خود را بر آنچه كه غرايز بى مهار حيوانيش مى خواهد ، استوار بسازد و اگر افراد يك جامعه در اين صدد برآيند ، بر حاكم و اداره كنندهء جامعه لازم است كه با تعليم و تربيت صحيح و با انواعى از توجيهات منطقى مطلوبيت آرمانهاى معقول انسانى را براى آنان قابل درك بسازد و براى يك دستمال ( آقائى چند روزهء خود كه قطعا مخلوط با درد سرها و ناگواريها است ) قيصريه اى ( همهء جامعه ) را آتش نزند . خلاصه هر كسى كه معتقد به اصلاح واقعى روحى خويش باشد ، بدون ترديد نه تنها ديگران را افساد نخواهد كرد ، بلكه شعاع پر فروغ روح صالح او ديگران را هم روشن خواهد ساخت .