ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - يك - هر اندازه هم كه تفكرات ما در خود اشياء نفوذ كند ، باز هم درك ما در بارهء آنها ناقص است
براى ما خاكيان خاك نگر قابل درك و توصيف نهائى نيست . دو جمله با كمال اشراف به عالم هستى و انسانى كه با آن ارتباط برقرار مى كند گفته شده است .
گفتن اين دو جمله بدون اشراف و نظاره بر عالم هستى و شناخت و ارزيابى معرفت انسانى و ابزار و وسائل و هدفگيرىهاى آن ، امكانپذير نمى باشد .
اكنون با استمداد از خداوند متعال مى پردازيم به تفسير دو جمله در حدود امكانات محدودى كه براى تفسير اين دو جمله بسيار ناچيز داريم :
يك - هر اندازه هم كه تفكرات ما در خود اشياء نفوذ كند ، باز هم درك ما در بارهء آنها ناقص است آنچه كه بوسيلهء تحقيقات و آزمايشهاى كاملا دقيق در بارهء ذات اشياء براى درك و فهم آنها بدست ما مى آيد ، نمودهاى ابتدائى و كيفيتهاى ثانوى است كه پس از ورود تغيرات در اشياء بوسيلهء علل و عوامل ميباشد و اما شناخت واقعيتهاى ذاتى آنها ، از دسترس درك و فهم ما بسيار بدور است . اين اعتراف ، تاريخى بسيار طولانى در معارف بشرى دارد . براى اثبات صحت و لزوم اين اعتراف سه دليل روشن بيان شده است : دليل يكم - مطالب معروف است كه مى گويد : « ما هرگز قدرت شناخت فصل حقيقى اشياء را نداريم ، يعنى ما نمى توانيم آن مختص ذاتى اشياء را كه آنها را ذاتا از يكديگر جدا مى كند و ماهيت آنها را تحصل و قوام مى بخشد ، بشناسيم . آنچه كه مى توانيم ادعا كنيم اينست كه اگر بطور دقيق بينديشيم و كاملا تجربه كنيم ، فقط مى توانيم فصل منطقى اشياء را درك كنيم كه تعريف آن در منطق مشخص شده است .
دليل دوم - ارتباط همهء اشياء جهان يعنى با يكديگر است . اين ارتباط باعث شده است كه اجزاء جهان عينى با انواعى روابط كه آنها را بيكديگر پيوسته است ، مجموعهء متشكلى را بوجود بياورد كه براى خواندن و شناخت