ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - پنج - از خود براى خود برخوردار شويد
به امتيازات عاريه اى و تقليدى و گرفتن كمك از خارج از ذات ، براى شئون شايستهء ذات نقص بزرگى است .
يكى از ابيات لامية العجم سرودهء طغرائى چنين است :
< شعر > و أنّما رجل الدّنيا و واحدها من لا يعوّل فى الدّنيا على رجل < / شعر > ( جز اين نيست كه مرد دنيا و يگانه مرد دنيا كسى است كه در دنيا بهيچ مردى تكيه نكند ) .
اينست حد نصاب استقلال شخصيت كه در مسير تصعيد حيات كمالى نصيب ذات انسان مى گردد . احتياج به غير در مسير حيات ، تضادى آشتى ناپذير با تصعيد كمالى حيات دارد . زيرا معناى احتياج به كمك غير اينست كه انسان نيازمند در حركت به وضع مطلوب ، فاقد شرائط و عناصرى است كه بدون آنها توانائى وصول به وضع مطلوب را ندارد ، در صورتى كه خداوند متعال استعداد غناى ذاتى و بىنيازى از ديگران را در نهاد انسان متحرك در مسير تصعيد حيات كمالى بحد لازم و كافى بوديعت نهاده است . يعنى انسانى كه در مسير مزبور قرار بگيرد اگر چه بطور مطلق به غنى و بىنيازى نمى رسد ، ولى مطابق وعده خداوندى - ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) [١] ( آنانكه در راه ما مجاهدت مى ورزند ، ما آنانرا به راههاى خود هدايت مى كنيم ) .
از هر وصله و تكيه بر ديگرى بىنياز مى گردد ، يعنى : براى پرواز در فضاى حيات كمالى ، همت و ارادهء راستين انسان است كه شعاعى از ارادهء خداوندى بوده و بال و پر آن پرواز را از ذات خود مى روياند . از اين اصل معلوم مى شود كه بعضى از نويسندگان جوامع امروزى چه خطاى بزرگى را مرتكب ميشوند ، هنگامى كه مى گويند : « انسان بايد مستقل و بدون تكيه و نياز بهيچ كس
[١] . العنكبوت آيه ٦٩ .