ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - نتيجهء منفى دوم در روش تجزيه اى
نتيجهء منفى دوم در روش تجزيه اى وحدت پديدهء حيات و وحدت حقيقت شخصيت انسانى ، از ديدگاه همهء علوم انسانى يك مسئله مسلم و مورد قبول همه محققان و صاحبنظران است .
شايد كمتر كتابى در روانشناسى و روانكاوى و اخلاق بتوان پيدا كرد كه به - وحدت مزبور و مختصات بسيار با اهميت آن اصرار و تأكيد نورزد . حتى اشخاصى مانند فرويد كه نهايت كوشش را براى بررسى درون انسانى از ديدگاه طبيعى محض انجام دادهاند ، وحدت سازمان شخصيت را با سه بعد غريزه و من اجتماعى و من برتر ( من اخلاقى ) مورد تأكيد قرار داده و ميان آن سه بعد هيچ خط و مرز جدا كننده اى را نمى بينند . متأسفانه وحدت حقيقت شخصيت انسانى با آن همه دلائل و شواهد متقن كه در تحقيقات محققان و صاحبنظران علوم انسانى اثبات مى شود [١] ، در آن هنگام كه يكى از ابعاد انسان براى يك متفكر چشمگير جلوه ميكند ، آگاهانه يا ناآگاهانه انسان را با همان بعد تفسير و در همان بعد خلاصه مى نمايد .
هنگامى كه و ايتهد در طبيعت بشرى صحبت ميكند ، بىاعتنائى دولتمردان و سياستمداران حرفه اى را بالنسبه به قوانين و برنامههاى اصلاح جامعه ، معلول پيچيدگى طبيعت بشرى معرفى مى نمايد - ترجمهء عين عبارت اين متفكر چنين است : « طبيعت بشرى آن چنان گره خورده است كه ارزش آن برنامه كه روى كاغذ براى تنظيم اجتماع نوشته مى شود ، در نزد مرد حاكم به همان كاغذ باطل شده هم نمى ارزد » [١] .
در اين كه سياستها و مديريتهاى معمولى و حرفه اى زندگى اجتماعى بشرى با چنين نقص يا ابهامى روبرو است ، جاى ترديد و انكار نيست .
[١] . آيا براى اثبات وحدت شخصيت انسانى اين دليل كافى نيست كه تجزيهء شخصيت و چند شخصيتى از بيماريهاى بزرگ روانى محسوب شدهاند
[١] . آيا براى اثبات وحدت شخصيت انسانى اين دليل كافى نيست كه تجزيهء شخصيت و چند شخصيتى از بيماريهاى بزرگ روانى محسوب شدهاند