ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - نتيجه منفى يكم در روش تجزيه اى
فعاليت غريزه يا هر عامل درونى كه آنرا بوجود آورده است ارتباط دارد .
آيا ما مى توانيم واقعيت اراده را از نظر بوجود آمدن و استمرار فعاليت آن ، گسيخته از غريزه و يا ديگر عوامل مربوط بفهميم ترديدى نيست در اين كه درك حاصل از ارادهء گسيخته از غريزه و يا ديگر عوامل مربوط ، ناقص و نارسا ميباشد . در حقيقت بايد گفت : نخستين ضرر معرفتى كه ما در روش تجزيه اى محض متحمل مى شويم ، اين است كه خود موضوع مورد تحقيق ما چهرهء واقعى خود را از ما پوشيده خواهد داشت . ترديدى در اين مطلب وجود ندارد كه اگر در تحقيق اجزاى يك حيوان به آن اندازه پيشروى كنيم كه با روش تجزيه ءاى بخواهيم فعاليت و نقش اتمهاى منفرد در شئون حيات آن جاندار را مشخص نمائيم قطعا آن حيوان را به هلاكت خواهيم رساند ، زيرا فرض اين است كه موضوعات مورد تحقيق و تخصص ما در موجوديت واقعى انسانى بدون هيچ مرزبندى و قابليت تفكيك عينى با يكديگر در حال ارتباط هستند . بدين ترتيب معرفت ما در بارهء واقعيت انسانى با عمل تجريد انجام مى گيرد در صورتى كه تمام كوشش ما در اين است كه در شناخت انسان و تنظيم زندگى او ، به كمترين حذف و تجريد گرفتار نشويم . مثال اراده را در نظر مى گيريم كه واقعياتى متنوع از سه بعد در حال ارتباط شديد با آن مى باشند : بعد يكم - واقعياتى كه در سلسلهء علل اراده قرار گرفتهاند ، اين علل مانند يك عده واقعيات فيزيكى نيستند كه حلقههاى متوالى علل و معلولات را در لحظات زمانى ممتند و با موجوديتهاى قابل تجزيه پشت سر هم قرار بدهند ، بلكه مقدار قابل توجهى از علل همزمان با اراده مشغول فعاليت مى باشند ، گوئى هر جزئى از اجزاء اراده كه يك مجموعه در حال جريان را تشكيل مى دهند ، همراه علت خاص خود به وجود مى آيند و در جريان قرار مى گيرند و در عين حال همان علت از جزء به وجود آمدهء اراده قابل تفكيك نمى باشد ، مانند آگاهى به ضرورت وصول به هدف و فعاليت غريزه اى كه ضرورت وصول به هدف