ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - پنج - از خود براى خود برخوردار شويد
از حيوانات جز انسان براى خود ، نه معرفتى مى اندوزد ، نه اكتشاف و اختراع هنرى دارد و نه فرهنگ و تمدنى براى خود مى سازد و نه صدها فعاليت و مختصى كه از انسان ديده مى شود ، در ديگر حيوانات وجود دارد علفها و گلهائى كه زنبور عسل از آنها عسل توليد مى كند ، هرگز بوسيلهء گوسفند و گاو و الاغ و فيل به عسل مبدل نمى گردند . آيا اين مختصات در انسان ناشى از آن نيست كه انسان موجودى است داراى قوى و استعدادها و امكاناتى كه در ارتباط با جهان برون ذاتى بروز مى كند آيا اگر در انسان حس زيبايابى نبود باز مى - توانست از زيباييها آن همه لذت ببرد و آن همه زيبائى را بوجود بياورد و حد اكثر كوشش را براى زيبا ساختن محيط زندگى خود انجام بدهد اگر در انسان حس و استعداد زندگى اجتماعى نبود ، باز مى توانست براى خود اجتماعاتى تشكيل بدهد اگر اين موجود استعداد فرهنگ سازى و هنر نمائى نداشت مى توانست از مواد جهان عينى نمودهاى فرهنگى و هنرى بسازد و شگفتىها در اين دو قلمرو بوجود بياورد از طرف ديگر بديهى است كه انسانها چه در حالت انفرادى و چه در شكل جوامع در بهره بردارى از قوى و استعدادهاى ذاتى و توجيه آنها بسيار متفاوت مى باشند اصول انواع اين بهره بردارىها و توجيهات بر سه نوع است : نوع يكم - توجيه و بهره بردارى بمقتضاى جبر عوامل محيطى و اجتماعى و خواستههاى طبيعى درونى است . اين نوع توجيه و بهره بردارى در جريان زندگى اكثريت انسانهاى معمولى است كه نظاره و سلطهء آگاهانه بر توجيه و بهره بردارى ندارند . اينان زندگى با رضايت را مى خواهند و با تنوع اشكال و ارزشهاى زندگى ناشى از عوامل متنوع و امكانات عميقتر و عالىتر كارى ندارند و چنانكه بىپايه بودن معرفت و عمل براى آنان اهميتى ندارد ، همچنين اگر موفق به معرفت و عمل عالى شوند . ارزش كمالى آنرا نمى دانند . امير المؤمنين مى فرمايد :