ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
مربوط به اين جزء از تقوى است .
جزء دوم - عبارتست از تحصيل صفات حميده و عاليهء انسانى مانند صدق و اخلاص و سبقت در خيرات و به اعتقاد قرار گرفتن تحت سلطه و نظارهء خداوندى و قرار دادن خود در جاذبهء كمال و صعود بر مقام من حقيقى كه اولين پلهء آن شناخت و بجا آوردن من و جز من است كه هر دو در مسير الى اللَّه قرار گرفتهاند . بدين ترتيب اصل بسيار با اهميتى كه از آيهء مورد بحث استفاده مى شود مركب است از دو جزء غير اختيارى ( ١ - خلقت از يك مرد و زن ، ٢ - تنوع استعدادها و مختصات و نيروها ) و دو جزء اختيارى ( ١ - معارفه براى تنظيم حيات ٢ - تقوى ) با نظر به اين اصل است كه ضعف و ناتوانىهاى غير اختيارى نه تنها آسيبى بر حيات فردى و اجتماعى نمى زند ، بلكه اصلا ضعف بمعناى محدوديت و تعين خاص موجوديت يك انسان ، نقص ارزشى محسوب نمى گردد ، بلكه چنانكه در جزء چهارم اصل ملاحظه نموديم ، ملاك ارزش عبارتست از تقوى با هر گونه سرمايه اى كه از خداوند متعال به انسان داده شده است .
نوع سوم - روياروئى ضعيف و قوى در رقابتها است . مى دانيم كه رقابت در ميان اقويا با همديگر و ضعفا با همديگر و اقويا با ضعفاء بر سه قسم اساسى تقسيم مى گردد : قسم يكم - رقابت بدون تعرض باين معنى كه هر يك از دو طرف رقابت بدون اين كه نظرى بر وضع و موقعيت ديگرى داشته باشد در تكاپوى تنظيم زندگى مطلوب خود افتاده و راه خود را انتخاب نموده و حركت مى كند ، يعنى ضعيف براه خود مى رود و قوى براه خود ، بدون اين كه در حركت خود وضع و موقعيت ديگرى را منظور نمايد و يا غلبه بر ديگرى را هدف قرار بدهد .
قسم دوم - رقابت مزاحم كه گاهى تا از بين بردن طرف پيش مى رود .
بايد گفت : همهء رقابتهائى كه در ميدان حيات طبيعى محض با خود -