ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
همديگر نيست ، زيرا اولا شناسائى محض انسانها كه همهء افراد آنها از يك نوع بوده و با يكديگر با اشكال زياد در ارتباط قرار مى گيرند ، يك پديدهء جبرى است كه بدون آن حتى ابتدائىترين و طبيعىترين زندگى امكان ناپذير ميباشد و لذا اين گونه شناسائى و معارفه احتياجى به تذكر و دستور ندارد . ثانيا شناسائى محض چنانكه مى تواند مقدمه و وسيلهء لازم براى زندگى اجتماعى شايسته بوده باشد ، همچنان مى تواند وسيلهء از بين بردن و تضعيف انسان شناخته شده باشد .
بنا بر اين ، مقصود خداوند متعال از معارفه ، آن زندگانى آگاهانه و استوار بر معرفتى است كه استعدادها و مختصات و نيروهاى همديگر را بجاى بياورند و در تشكل عادلانه با يكديگر « حيات معقول » اجتماعى را تحقق ببخشند . اين تفسير براى جملهء لتعارفوا باضافهء دو دليل فوق ، با اين مسئله هم تأييد مى شود كه عمل و تعيين موقعيت عينى در ارتباط با يك موضوع از لوازم قطعى معرفت و عرفان حقيقى است ، يعنى معرفت و عرفان حقيقى مانند عين اليقين است كه درون آدمى را با موضوع مورد يقين ، چنان در ارتباط شديد قرار مى دهد كه گوئى معروف و مورد يقين يكى از عناصر شخصيت آدمى است .
پس معارفه عبارتست از معرفت و عرفان حقيقى انسانها بيكديگر براى برخوردار شدن آنان از استعدادها و مختصات و نيروهاى متنوعى كه به آنها عنايت فرموده است .
٤ - ملاك ارزش - در اين آيه و مضامين ديگر آيات ، تقوى معرفى شده است .
تقوى دو جزء اساسى دارد : جزء يكم - عبارتست از صيانت ذات از آلودگىهاى شئون طبيعى محض و تمايلات حيوانى و نگهدارى ذات از تباه شدن در شعلههاى سوزان خودخواهى .
اين جزء از تقوى مقدمهء ضرورى گرديدن تكاملى است كه هر اندازه بيشتر مراعات شود ، بر آمادگى براى تحول و گرديدن افزوده مى شود . همهء آيات مربوط به لزوم تزكيه و تهذيب نفس و مقدار بسيار فراوانى از اصول و قواعد اخلاقى