ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - تفسيرى مختصر در بارهء خلقت بر ١٧١ حق ١٨٧
محدود او مانع از آن است كه بتواند همهء عوامل وجودى خود را از پيش و همهء سرنوشت آيندهء خود را بداند و بيعلت نبوده است كه همهء متفكران و مكتبهائى كه مبدئى براى هستى انسان نشناختهاند ، پاسخ آنان در بارهء هدف زندگى انسانها از يك عده مفاهيم بىاساس تجاوز ننموده در ابهاماتى غير قابل حل و سؤالات زنجيرى منتهى به بنبست غوطه ور شدهاند . لذا اين گونه متفكران بهيچ وجه نمى توانند انسانها را به فراگرفتن ارزشها و فضائل و كمالات روحى توصيه نمايند و در نتيجه اخلاق و علوم اخلاقى از نظر كسانى كه مبدء و هدف والائى براى انسان معتقد نيستند ، نه تنها بيهوده ميباشد ، بلكه بايد معرفت و عمل اخلاقى را از صحنهء حيات انسانها دور كرد ، تا در اين زندگى بىمبدا و بى هدف غرايز و تمايلات بى اصل خود را بهر طورى كه مى خواهند اشباع نمايند . امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه در موارد فراوانى فرياد بر انسانها مى زند و آنان را به هدف اعلاى زندگى هشدار مى دهد . از آن جمله : ١ - أنّ لكم نهاية فانتهوا ألى نهايتكم [ ج ١ ص ٢٥٢ از سطر ١٧ ] ( قطعا براى شما پايانى ( هدفى ) است خود را به پايان خويشتن برسانيد ) .
البته معلوم است كه مقصود پايان زمانى نيست ، زيرا مردم به پايان زمانى خود خواهند رسيد چه بدانند و چه ندانند و خواه براى آنان دستورى داده شود يا دستورى داده نشود .
بلكه مقصود هدف والاى حيات است كه بايد براى تحصيل آن بكوشند .
٢ - و كونوا قوما صيح بهم فانتبهوا و علموا أنّ الدّنيا ليست لهم بدار فاستبدلوا فإنّ اللَّه لم يخلقكم عبثا و لم يترككم سدى [ ج ١ ص ٩٥ از سطر ٦ ] ( و باشيد مردمى كه بآنان براى آگاهىشان فرياد زدند و آنان بيدار گشتند و فهميدند كه دنيا براى آنان جايگاه ابدى نيست ، لذا آنان علاقه بآن دنيا را به عشق و علاقه به ابديت مبدل ساختند [ بدانيد كه ] - خداوند شما را عبث نيافريده و شما را بيهوده و بىهدف رها نكرده است ) .