ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - شانزده - نخست احساس درد نقص در حيات طبيعى محض ، سپس حركت در مسير تصعيد حيات كمالى
( فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ) [١] ( رها كن آنانرا تا در اميال نفسانى خود فرو روند و بازيگرى كنند ، تا به ديدار آن روزى برسند كه به آنان وعده داده مى شود ) .
وقتى كه بيمار از طبيب شنيد كه بيمارى او از آن نوع بيمارىها است كه از هيچ چيزى نبايد پرهيز كند . بيمار در حال خدا حافظى از طبيب - < شعر > گفت روهين خير بادت جان عم من تماشاى لب جو مى روم بر مراد دل همى گشت او بر آب تا كه صحت را بيابد فتح آب < / شعر > همان طور كه بيمار دور آن چشمه سار مى گشت - < شعر > بر لب جو صوفيى بنشسته بود دست و رو مى شست و پاكى ميفزود < / شعر > بيمار از پشت سر صوفى او را تماشا ميكرد و ناگهان چشمش به پشت گردن صوفى افتاد - < شعر > او قفايش ديد چون تخييلى كرد او را آرزوى سيلئى < / شعر > اينست قانون گسيختن از عقل و وجدان و دستورات پيامبران الهى و قرار گرفتن تحت تأثير خود طبيعى كه آدمى بطور طبيعى در هر چيزى كه بنگرد ، چشمش به دنبال پشت گردنى صاف و پهن است كه سيلى بر او فرود بياورد .
ضمنا اين واقعيت را هم مى دانيم كه همهء مردم نمى توانند پشت گردن خود را طورى بگيرند و يا بطور بپوشانند كه براى بيماران قدرت پرست و رها شده از قيد عقل و وجدان خيال انگيز و وسوسه انگيز نباشد ، بهمين جهت است تاريخ بشرى پر از ستمكارانى است كه دنبال پشت گردن مى گردند و مظلومانى بىخبر از اين كه ستمكاران در جستجوى پشت گردن آنان مى دوند و يا بينوايانى كه توانائى دفاع از پشت گردن خود ندارند . وقتى كه پشت گردن آن فقير بيمار را تحريك كرد -
[١] . المعارج آيهء ٤٢ .