ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - ١ - وابستگى وجود انسان به واقعياتى بيرون از خود
و مشقت نينداخته است و همهء دستورات او بر مبناى - ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) [١] است ( خداوند هيچ كسى را جز به مقدار قدرت او مكلف نمى كند ) .
حال بايد ديد مقصود از اين كه انسان ناتوان آفريده شده است ، چيست و انسان در مقابل چه عواملى ضعيف و ناتوان است و آيا اين ضعف جزء ماهيت و ذات او است همهء ما مى دانيم كه ناتوانى عبارتست از فقدان نيروئى در برابر عاملى قوىتر كه اگر در جريان تزاحم و تصادم قرار بگيرند ، ناتوان شكست مى خورد و موجوديت خود را از دست مى دهد . و معلوم است كه فقدان امرى است عدمى و نمى تواند جزئى از ذات يا ماهيت موجودى بوده باشد ، لذا چراغ كم نور را نمى توان گفت : ماهيت نور آن چراغ ضعيف است ، زيرا ماهيت نور چيزى است معين و مشخص ، اين حقيقت معين و مشخص با نظر به عامل بوجود آورندهء آن ممكن است قوى و ممكن است ضعيف بوده باشد .
بنا بر اين ، تصور اين كه ماهيت انسان يا جزئى از ماهيت او ضعف و ناتوانى است ، تصوريست غلط . لذا بايد ديد ضعف انسان ناشى از چيست ١ - وابستگى وجود انسان به واقعياتى بيرون از خود خلقت طبيعى محض انسان از همهء جوانب وابسته به زنجير واقعيات درونى و برونى است كه در مجراى قوانين مخصوص در حركت و جريانند و چنانكه در تركيب جسمانى طبيعى انسان روابط بسيار ظريف و حساسى وجود دارد كه با كمترين عوامل مزاحم مختل مى گردند [٢] ، همچنين در نيروها و استعدادها
[١] . سورهء بقره آيه ٢٨٥ .
[٢] . فيزيولوژيستها و علماى تشريح و صاحبنظران علوم پزشكى وابستگى حيات انسانى را بيك عده پديدهها و روابط بسيار ظريف براى ما اطلاع مى دهند كه ناچيزترين عوامل مزاحم مى تواند آنها را برهم بزند . از طرف ديگر مقدارى فراوان از مرگها مشاهده مى شود كه علل حقيقى آنها روشن نمى شود و باصطلاح مرگهائى كه مرموز ناميده ميشوند . باضافهء اين كه موارد بسيار فراوانى از بيماريها وجود دارد كه پزشكان تنها با معلولات و خواص آنها سر و كار دارند و نفوذ علمى محض در اعماق و علل آن بيمارىها ندارند .