ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - دو - از بزرگترين نعمتهاى خداوندى در بارهء يك انسان ، كمك خداوندى براى شناخت و تصعيد تكاملى روح او است
يا روح ، حقيقتى تكامل يافته تر از خود طبيعى است كه بطور ساده و با ابعاد محدود در حيوانات نيز موجود است ، نبايد تحت تأثير و توجيه خود طبيعى قرار بگيرد ، چنانكه خود طبيعى نمى تواند تحت تأثير و توجيه مواد ناآگاهى كه پديدهء حيات در مجموعه اى تفاعل يافته از آنها بروز كرده است ، قرار بگيرد .
خود طبيعى مديريت جبرى حيات ابتدائى را انجام مى دهد بدون اين كه متكفل باز كردن سطوح و ابعاد عالى حيات بوده باشد .
< شعر > بر گشاده روح بالا بالها تن زده اندر زمين چنگالها خواجه مى گريد كه ماند از قافله خندهها دارد از اين ماندن خرش < / شعر > در خطبهء ٨٨ چنين آمده است :
كأنّ كلّ امرىء منهم أمام نفسه [١] ( گوئى هر مردى از آنان پيشواى خود مى باشد ) .
مقصود از آنان ، چنانكه از جملات پيش معلوم مى شود تبهكارانى هستند كه رهبرى پيشوايان الهى ( پيامبر و وصى پيامبر ) را اعتناء نمى كنند و در شهوات غوطه ورند و ملاك نيك و بد و حل همهء مشكلات را از نفس خود مى جويند در صورتى كه هيچ خود طبيعى قدرت فراتر رفتن از خود را ندارد و شناخت آرمانهاى عقلانى و طرق صعود تكاملى بايد بوسيلهء عقل سليم و وجدان و فطرت و پيشوايان الهى امكان پذير مى باشد .
دو - از بزرگترين نعمتهاى خداوندى در بارهء يك انسان ، كمك خداوندى براى شناخت و تصعيد تكاملى روح او است امير المؤمنين مى فرمايد :
عباد اللَّه ، أنّ من أحبّ عباد اللَّه إليه عبدا أعانه اللَّه على نفسه [٢] ( اى بندگان
[١] . ج ١ - خطبهء ٨٨ ص ١٢١ سطر ١١ .
[٢] . ج ١ - خطبهء ٨٧ ص ١١٨ سطر ٧ .