ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٧ - آيا مى توان گفت عالم ماده و طبيعت از ناچيزترين پديدهء آن گرفته تا كل مجموعى آن ، داراى قانون است و همچنين پديدهء حيات كه در همهء جانداران وجود دارد ، تابع قانون است ، ولى من يا روح قانونى ندارد و همهء موجوديت آن در دو قلمرو ١٧١ آن چنانكه هست ١٨٧ و ١٧١ آن چنانكه بايد ١٨٧ پيرو خواستههاى بىشرط و قانون خود انسان است
مى گردد ، دليل آن نيست كه كار انجام شده مقتضاى طبيعت حقيقى من يا روح او است . دليل ديگرى كه روشنتر از همهء دلائل مى تواند اثبات كند كه من يا روح براى خود قانون دارد ، اختلالات و بيماريهاى گوناگونى روانى است كه هر يك از آنها ناشى از زير پا گذاشتن قانونى از قوانين من يا روح است .
آيا مى توان گفت : عالم ماده و طبيعت از ناچيزترين پديدهء آن گرفته تا كل مجموعى آن ، داراى قانون است و همچنين پديدهء حيات كه در همهء جانداران وجود دارد ، تابع قانون است ، ولى من يا روح قانونى ندارد و همهء موجوديت آن در دو قلمرو « آن چنانكه هست » و « آن چنانكه بايد » پيرو خواستههاى بىشرط و قانون خود انسان است واقعا شگفتانگيز است شنيدن اين سخن از انسانهائى كه قرون و اعصار متمادى در پيشرفتهاى علمى و صنعتى و جهان بينى و انسان شناسى حركت كردهاند ، كه همين انسانها هنوز قانون اساسى من يا روح را پيدا نكردهاند و يا اگر هم پيدا كردهاند ، عمل به آن نمى كنند آيا ما چنين سخنى را در خواب و رؤيا مى شنويم آيا ما چنين سخنى را از كسانى مى شنويم كه بيمارى سرسام گرفته و هذيان مى گويند آيا مردمان بدبينى هستند كه چنين سخنى را ابراز مى دارند سوگند بجان تشنگان معرفت و عمل كه هيچيك از اينها نيست ، اگر كسى چنين سخنى را بگردن يكى از احتمالات فوق بيندازد يا نادان است و يا از روياروى شدن با حقيقت تلخى كه در اين سخن وجود دارد ، ناتوان است و يا مى خواهد آن زندگى را كه با رضايت سطحى آنرا سپرى مى كند ، خدشه دار و مختل نسازد ، ما همه گفتگوهاى حاشيه اى و بى ارتباط به متن مسئله را كنار مى گذاريم و بدون احساس شرم بيجا و بدون خود فريبى متن مسئله را مطرح مى كنيم . مسئله چنين است آيا مى توان گفت : عالم ماده و طبيعت و حيات كه در همهء جانداران وجود دارد ، از ناچيزترين