ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - ٩ - مادامى كه بعد روحى حيات انسانى به فعليت نرسيده است ، توقع احترام ذات انسانها در زندگى خواب و خيالى بيش نيست فقط با بفعليت رسيدن بعد روحى حيات است كه ارزش يك انسان مساوى ارزش همهء انسانها است
( جَمِيعاً ) [١] ( و از اين جهت مقرر داشتيم به بنى اسرائيل اين كه هر كس يك انسان را بدون عنوان قصاص يا افساد در روى زمين بكشد مانند اينست كه همهء انسانها را كشته است و هر كس كه انسانى را احياء كند . مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است ) .
البته همهء ما مى دانيم كه مقصود از بنى اسرائيل در اين آيهء مباركه نژاد خاص بنى اسرائيل كه در آيهء فوق مورد تذكر قرار گرفته است نيست ، بلكه ارتكاب حسد و كبر و قتل نفس بود كه وجود بعضى از آنان را فرا گرفته بود و خداوند براى ريشه كن كردن صفت پليد قابيلى كه در ميان افرادى از قوم بنى اسرائيل نيز بوجود آمده بود ، قانون مزبور را بيان فرموده است .
پس باصطلاح فقاهى قانون منصوص العله است ، باين بيان كه چون پليدى درون انسان بدرجه اى مى رسد كه با كشتن يك انسان اهانت به مقام شامخ ربوبى مى نمايد ، و اهانت بر خالق كل هستى در حقيقت اهانت بر كل هستى است كه انسان با عظمتترين و با ارزشترين اجزاء آن است ، پس قتل يك انسان با ملاكى كه بيان شد ، مانند قتل همهء انسانها است و احياى يك انسان مانند احياى همهء انسانها است . اينست انگيزهء حقيقى احترام ذات انسان براى مسلمانى كه اسلام را همه جانبه و عميق درك كرده است . اگر ما از اين انگيزه قطع نظر كنيم هيچ اصل و قانون و آرمانى وجود ندارد كه خصومت ناتوانان را با اقوياء و مردم محروم از علم و معرفت را با دانايان و خردمندان و اشرار را با اخيار ريشه كن بسازد ، زيرا تقسيم مردم به سه صنف مزبور چنانكه در كتاب حكم منثوره صفحهء ٦ سطر ٣ از امير المؤمنين ( ع ) نقل شده است ، در متن حيات طبيعى يك تقسيم ضرورى است و از انقسام مردم به سه صنف مزبور است كه تاريخ بشرى بدون خجلت قابل مطالعه نيست . تنها راه منطقى ريشه كردن
[١] . المائده آيهء ٣٢