ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - ٩ - مادامى كه بعد روحى حيات انسانى به فعليت نرسيده است ، توقع احترام ذات انسانها در زندگى خواب و خيالى بيش نيست فقط با بفعليت رسيدن بعد روحى حيات است كه ارزش يك انسان مساوى ارزش همهء انسانها است
گشتهاند . علت اصيل اين اختصاص كاملا منطقى همانا برتر رفتن از حيات طبيعى بوده است كه جز هدف بودن خويشتن هيچ منطقى را نمى پذيرد .
اگر يك متفكر آگاه بخواهد دليل اين مدعا را بدست بياورد ، كافى است باين قانون بنگرد كه هر اندازه كه يك پديده به قلمرو طبيعت نزديكتر شود ، بهمان اندازه در مجراى تزاحم و تضاد با ديگر پديده هائى كه در جريانند قرار مى گردد . تفسير و توجيه جنگهاى خونبار كه حتى متأسفانه بوسيلهء بعضى از اشخاص معروف به فلسفه و تفكر نيز ديده مى شود ، با نظر بهمين قانون است كه اينان نخست حيات بشر را در همان بعد طبيعى بى روح منحصر مى سازند و سپس قانونى بودن جنگ و پيكار و خيالى بودن احترام ذات انسان را ، از آن بيرون مى آورند شعار فوق با قطع نظر از بعد روحى حيات به چند انگيزه مستند است : انگيزهء يكم - تقليد - مسلم است كه در طول تاريخ شخصيتهاى بزرگى از شعار احترام ذات دفاع كردهاند ، مردم متوسط بجهت قرار گرفتن در جذبهء شخصيتهاى چشمگير ، اكثر پاسخهاى زندگى خود را با تقليد بآنان تهيه مى كنند .
انگيزهء دوم - عامل مذهب است همهء اديان حقهء الهى شعار احترام ذات انسان را سر فصل برنامههاى انسان سازى خود قرار دادهاند ، درست است كه مردم متدين همواره از نظر درك حقايق دينى مختلفند ، يعنى عده اى از آنان در بارهء حقايق دينى درك عميق و شايسته دارند و آن حقايق را واقعا با اعماق روانى خود مى فهمند و حيات خود را بر مبناى آنها استوار مى سازند . گروهى ديگر فقط از روى تقليد و تبعيت از پيشتازان دينى به شعار مزبور معتقدند ، البته گروه يكم كه داراى دركى همه جانبه و عميقند ، احترام ذات انسان را مستند به ارادهء خداوندى مى دانند كه حيات انسان را با عظمت و با ارزش قرار داده است .
خداوند فرموده است : * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ