ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - در توصيف خلقت انسان
تندرستى و سلامت برخوردار شدند ، وظيفهء خود را در برابر آن نعمتها بفراموشى سپردند مهلت طولانى دريافتند از طرف خالق زيبائى بآنان عطا شد و در بارهء عذاب نتائج اعمالشان تهديد گشتند وعدهء بزرگى بآنان داده شداى بندگان خدا ، از گناهان مهلكو عيوبى كه خدا را به سخط و غضب مى آورد ، بپرهيزيد اى دارندگان بينائىها و شنوائىها و عافيت و متاع دنيا آيا هيچ پناهگاهى و خلاصى و آيا ملجايى و تكيه گاهى وجود دارد يا توانائى فرار يا مرجعى ديگر داريد . يا نه [ حال كه نه پناهگاهى و خلاصى هست و نه ملجأ و تكيه گاهى و نه توانائى فرار ] پس بكدامين مسير منحرف مى شويد و بكدامين سوى بر مى گرديد يا به كدامين پشتيبان مغرور مى شويد جز اين نيست كه نصيب هر يك از شما از زمين بطول و عرض قامت شما است خوابگاهى كه گونه بر خاكش خواهيد نهاد هم اكنون بخود بيائيد اى بندگان خدا ، كه مهلت وسيع بشما داده شده و روح در طول زمان ارشاد آزادو بدنها در حال راحت و ميدان تجمع براى زندگى و فرصت باقيماندهء زندگى و استيناف ارادهها و مهلت براى توبه و اوقات وسيع است ، پيش از كوتاهى زمان و تنگناى خوابگاه نهائى و ترس و جدائى روح از بدن و پيش از رسيدن غائبى كه مورد انتظار است و پيش از مؤاخذهء خداوند عزيز مقتدر .
شريف رضى گفته است : در روايت آمده است كه هنگامى كه امير المؤمنين ( ع ) اين خطبه را خواند ، پوستها در بدنها جمع شد و چشمها گريست و دلها لرزيد و بعضى از مردم اين خطبه را غراء مى نامند .