ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - عقل و وجدان و ارسال پيامبران و انزال كتابهاى آسمانى براى كسى جائى براى عذر نگذاشته است
تفسير عمومى سخن هشتاد و دوم
تفسير عمومى سخن هشتاد و دوم ٢ - ما اصف من دار أوّلها عناء و آخرها فناء ( چه توصيفى كنم در بارهء دنيائى كه آغازش مشقت است و پايانش فناء ) .
اينست حد نهائى توصيف در بارهء دنيا
اينست حد نهائى توصيف در بارهء دنيا مسلم است كه مقصود امير المؤمنين ( ع ) از دنيا خود جهان طبيعت با آن همه قوانين و شگفتىها و عظمتهايش كه نمايشگر قدرت و مشيت و حكمت بالغهء خداوندى است ، نمى باشد . و همچنين خود انسان « آن چنانكه هست » نيست كه بعنوان واقعيتى پيوسته با جهان طبيعت در جريان است . بلكه مقصود امير المؤمنين ارتباط حيات طبيعى محض انسانى است با رويهء محسوسى از عالم طبيعت . اين تفسير در بارهء دنيا هم از آيات قرآنى استفاده مى شود و هم از جملاتى در سخنان امير المؤمنين ( ع ) كه در نهج البلاغه جمع آورى شده است .
در يكى از سخنان آن حضرت در نهج البلاغه خطاب به كسى كه دنيا را سرزنش ميكرد ، همين تفسير را در نهايت بلاغت و عظمت مشاهده خواهيم كرد . در مقدمهء شرح توصيف دنيا مطابق مقصود امير المؤمنين ( ع ) چند بيت زير را مورد دقت قرار مى دهيم : .