ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٣ - ٢ - فطرت اوليهء انسان پاك و داراى استعداد كمال است
ثمّ يكون أبواه يهوّدانه و ينصّرانه [١] ( هر مولودى بر فطرت اوليه كه دين ابراهيم ( اسلام بمعناى عام است ) متولد مى گردد ، سپس پدران هستند كه آن مولود را يهودى يا نصرانى مى نمايند ) .
[ البته مقصود كسانى هستند كه خود را به دين حقيقى حضرت موسى كليم اللَّه و عيسى روح اللَّه منسوب مى سازند ، نه يهود و نصاراى حقيقى كه پيروان ابراهيم مى باشند .
بنظر مى رسد دو آيهء زير نيز دلالت به فطرت اوليهء انسانها كه ايمان به خداوند و گرايش به رشد و كمال است ، مى نمايد : ( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ الله فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ) [٢] ( و اگر از آنان بپرسى چه كسى آنان را آفريده است قطعا خواهند گفت : اللَّه پس بكدامين انحراف مى گرايند ) .
( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ الله ) [٣] . ( و اگر از آنان بپرسى كيست كه آسمانها و زمين را آفريده است ، قطعا خواهند گفت : اللَّه ) .
البته مسلم است كه در پاسخ سؤال فوق كسانى كه خدا را نمى شناسند و يا شرك بر او مى ورزند ، فورا و بدون چون و چرا خدا را نخواهند مطرح كرد ، بلكه مقصود اينست كه اگر سؤال فوق از آنان صورت بگيرد و بىاساس بودن پاسخهاى ذهنى آنان اثبات شود و بعبارت روشنتر گرد و غبار توهمات و تخيلات از مغز آنان شستشو شود ، فطرت اوليهء آنان منطقىترين پاسخ را كه خواهد داد همان اللَّه است و بس و هيچ مغزى قدرت دادن پاسخ منطقى به سؤال از نظم و جريان و شكوه هستى جز اعتراف صريح به خالق كائنات نداشته
[١] - سفينة البحار - محدث قمى ج ٢ ماده فطرت .
[٢] - الزخرف آيهء ٨٧ .
[٣] - لقمان آيهء ٢٥ .