ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
اصول و مبانى « حيات معقول » است . يعنى اين « حيات معقول » است كه مى گويد : ارزش سايهء يك برگ ضعيف كه روى يك جاندار ناتوان افتاده و آنرا از گرماى سوزان آفتاب حفظ كرده با كاربرد يك كهكشان ميليونها خورشيدى در بارهء منظومهها يك كيفيت است ، و تفاوت كمى ميان آن دو ، نمى تواند از دخالت آنها در موجوديت كيهان بزرگ و هدف آن جلوگيرى نمايد . يك قطره آب كه جاندار ضعيفى را سيراب و بقاى حيات آنرا تأمين مى كند ، از نظر كيفيت ، داراى حكمت همان چشمه سارها و رودخانه هائى است كه ميليونها مردم را در شهرها سيراب مى كنند .
استعدادهاى ذاتى انسان از ديدگاه اسلام
استعدادهاى ذاتى انسان از ديدگاه اسلام ١ - انسان فرزند آدم ( ع )
١ - انسان فرزند آدم ( ع ) انسان فرزند يك شخص برگزيده بنام آدم ابو البشر ( ع ) و همسر او حوا ( ع ) است . اين شخص داراى چند صفت بسيار با اهميت است : صفت يكم - مبدء نوع انسانى است كه بعنوان خليفه در روى زمين [١] خلق شده است .
صفت دوم - پيامبر برگزيدهء خداوندى است كه شايستگى نعمت عظماى وحى الهى را داشته است .
صفت سوم - شايستگى تعلم همهء اسماء ( حقايق عالم هستى يا كاملترين انسانها كه بوسيلهء شناخت آنها حقايق عالم هستى نيز فرا گرفته مى شود ) عظمت
[١] . البقرة آيه ٣٠ . مقصود از خليفه در آيهء ( وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ) ( من در روى زمين خليفه اى قرار مى دهم ) نمونه اى از عظمتها و صفات الهى است كه در آدم و نسل او تجلى مى نمايد . اين معنى براى خليفه با نظر به تعليم اسماء و دستور به سجدهء ملائكه براى آدم مناسبتر و منطقىتر بنظر مى رسد ، نه خليفه بمعناى جانشين بمفهوم معمولى آن كه براى خدا قابل تصور نيست و نه جانشين از موجوداتى كه در روى زمين بودهاند .