ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٧ - ٤ - حيات فعليت و دوام خود را مى خواهد و احترام ذاتى حيات
حيات و يا آمدن آن از ديگر كرات فضائى بوسيلهء اجرامى كه به كرهء زمين ساقط شدهاند و غير ذلك ، نمى تواند عظمت و ارزشهاى والاى حيات انسانى را كه گاهى يك فرد از انسان را تا حد تجسم حق و حقيقت و نمايانگر شكوه هستى بالا مى برد ، از بين ببرد و ارواح تشنه به شناخت حيات انسانى را قانع بسازد كه بنشين و خود را به قوانين جبرى و شبه جبرى طبيعت تسليم نموده و اسير و برده اجامر و اوباش قدرت پرست باش براى ساقط كردن حيات انسانى و ارزشهاى والاى آن ، احتياجى به كشيدن انسان به ميليونها سال پيش نيست ، زيرا اگر بنا شود كه ما از آغاز محقر يك موجود به حقارت و پستى همهء موجوديت آن موجود استدلال كنيم ، راهى نزديكتر از ميليونها سال هم داريم و آن راه عبارتست از نگرش به چند قطرهء اسپرماتوزوئيد و اوول و سپس علقه و مضغه . با اين حال ما چه خوش حال باشيم و يا خود را ناراحت احساس كنيم ، همان قطرههاى محقر در حركت طبيعى و قانونى خود مبدل به ابراهيم خليل و موسى بن عمران و محمد بن عبد اللَّه و على بن ابي طالب عليهم السلام مى گردد و انسانهاى كمال يافته اى را بوجود مى آورد كه مى توانند با كمالى كه به دست آوردهاند ، حكمت و هدف جهان هستى را تجسم ببخشند .
٤ - حيات فعليت و دوام خود را مى خواهد و احترام ذاتى حيات اين امتياز در پديدهء حيات بسيار قابل توجه است كه اگر اختلال روانى موجب تيره و تار شدن قيافهء حيات نگردد و موجب كدورت و تلخى چشمه سار حيات نباشد ، هرگز احساس سير شدن از آن بوجود نمى آيد . حيات در هر حال و در ميان هر گونه عوامل محيطى فعليت و دوام خود را مى خواهد . البته مقصود از « مى خواهد » خواستن و اراده بمعناى معمولى آن نيست كه از تصور يك مطلوب و اشتياق به آن بوجود مى آيد و بجريان مى افتد و تا وصول انسان به مطلوب ادامه پيدا مى كند ، بلكه مقصود جوشش و تحرك ذاتى حيات براى