ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - ٨ - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، زندگى فريبنده و با آرايش و بازيهاى بى اصل سپرى مى گردد
اين نكته را ناچاريم تذكر بدهيم كه مقصود ما از اين كه « حيات بدون به فعليت رسيدن بعد روحى حيات ، شناخته نخواهد شد » آن نيست كه رشد يافتگان در بعد روحى حيات ، خود حيات را مانند يك نمود فيزيكى معين مى شناسند ، بلكه منظور ما اينست كه با شكوفائى بعد روحى حيات ، مختصات و مفاهيم بنيادين حيات آن روشنائى را پيدا مى كند كه مبدء حركت و مسير و مقصد حيات را تعيين مى نمايد .
٨ - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، زندگى فريبنده و با آرايش و بازيهاى بى اصل سپرى مى گردد ارتباط با جهان هستى بوسيلهء حواس و ديگر ابزار شناخت نتيجه اى جز معلومات محدود و نسبى نصيب انسان نخواهد ساخت ، در صورتى كه آدمى اصرار شديدى به تحصيل معرفت تفسير كنندهء حيات خود دارد و او همواره با تلقين ناآگاه اين معرفت كاذب كه شناخت و درك همين است كه من بدست آوردهام ، بخويشتن ، وحشت و اضطراب ناشى از گسيختگى معلومات خود را برطرف مى سازد . بينوا انسان كه با جبر نيرومند زندگى ، حيات خود را ادامه مى دهد و بآن رضايت دارد كه گمان مى كند كه هر كار ناقص و بى اساس و وابسته را هم كه انجام مى دهد ، مطلقا درست و تأمين كنندهء حيات همه جانبهء او است بنا بر اين ، با داشتن شناختهاى كاملا محدود و وابسته از نظر معرفت خود را مى فريبد و اگر همين شناختهاى محدود و وابسته را به عنوان معرفت شايسته بجامعه تحويل بدهد ، جامعه را هم مى فريبد . جوشش غرايز طبيعى سطوح مختلف روانى را تحت تأثير قرار داده تفكر و تعقل و ديگر وسائل حقيقت سنج را از كار مى اندازد سود و لذت حاصله از اشباع آن غرايز را تفسير كنندهء مطلق حيات تلقى مى كند ، ولى پس از آنكه غريزهء جوشيده اشباع شد و يا بسبب عواملى ديگر فروكش كرد ، احساس مى كند كه در تفسير حيات با پاسخ مثبت