ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - ٨ - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، زندگى فريبنده و با آرايش و بازيهاى بى اصل سپرى مى گردد
بآن غرايز ، خود را فريب داده است و فعاليت آن غريزه و سود و لذت حاصله از آنها پديدههاى محدود و همراه با زيانها و آلامى بوده است كه ، چشمگير بودن آن سود و لذت نگذاشته است كه در ارزيابى غرايز و فعاليتهاى آنها راه منطقى پيش بگيرد . بدين ترتيب عمر آدمى در يك زندگى فريبنده سپرى مى شود و شگفت آور اين كه با اين زندگى فريبنده همنوعان خود را هم فريب مى دهد اينست معناى آيه اى در قرآن كه مى گويد : ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ ) [١] ( و نيست زندگى دنيوى ( حيات طبيعى محض ) مگر متاعى فريبنده ) .
اگر بعد روحى حيات به فعليت برسد ، همه معرفتها و شناختهاى مخلوط با تاريكىها و محدود از راه حواس و ديگر ابزار شناخت ، با ارزيابى صحيح در حيات انسانى استخدام ميشوند و كار منطقى خود را انجام مى دهند .
زيرا بعد روحى حيات يك روشنائى عام بر همهء معلومات و معارف ما مى اندازد كه جلو فريبكارىهاى آنها را مى گيرد . آن روشنائى عبارت است از اعتقاد به اين كه هر يك از معلومات محدود و نسبى من در مسير حركت رو بمقصد نهائى حيات ، نيروئى خاص براى حركت مزبور ايجاد مى نمايد .
و اين پديدهها و حقايق محسوس عالم عينى خطوطى قابل خواندن هستند كه واقعيتهاى بسيار با اهميت پشت پرده اى را اثبات مى كنند .
< شعر > عقل را خط خوان اين اشكال كرد تا دهد تدبيرها را زان نورد < / شعر > و من تا آخرين حدود قدرت و امكاناتم بايد اين خطوط را بخوانم ، زيرا انگيزهء خواندن خطوطى كه در جهان طبيعى ترسيم شده است ، هدف وجودى من است كه هر معلوم محدودى موجى از آن هدف ميباشد .
اما اين كه حيات ، بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، با آرايش
[١] . الحديد آيه ٢٠ .