ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - ٧ - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، خود حيات انسانى شناخته نخواهد شد
٧ - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، خود حيات انسانى شناخته نخواهد شد .
اين يك قانون كلى است كه با غوطه خوردن انسان در يك پديده كه لازمه اش احاطهء آن پديده بر انسان است ، نه تنها فهم و درك پديده يا حقيقت عالىتر امكان پذير نخواهد بود ، بلكه خود همان پديده نيز قيافهء حقيقى خود را به انسان نشان نخواهد داد . اين رباعى را بارها در درسها و تأليفات خود عرض كردهام كه - < شعر > من آب شدم سراب ديدم خود را دريا گشتم حباب ديدم خود را آگاه شدم غفلت خود را ديدم بيدار شدم به خواب ديدم خود را < / شعر > اين قانون در آيه اى از قرآن چنين آمده است : ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) [١] ( آنان نمودى از حيات دنيوى را مى دانند ) .
آيا تاكنون از كسى شنيدهايد كه بگويد : من حقيقت همين حيات طبيعى را كه منشأ حركت و احساس و اراده و دريافت لذت و الم و توليد مثل و صيانت ذات ميباشد ، شناختهام و هيچ مجهولى در بارهء اين پديده ندارم . حتى محققان و صاحبنظرانى كه ساليان عمر خود را در مسير شناخت اين پديده سپرى مى كنند ، [ با اعترافى كه به ارزش زحمات و كوششهاى آنان داريم ] ، جز توصيفاتى محدود در بارهء آنچه كه بنام پديدهها و مختصات حيات بروز مى نمايند و جز مقدارى كليات براى توصيفات مزبور ، چيزى ديگر بيان نمى كنند .
حالا برويم بسراغ ديگر متفكرانى كه حيات را در چهرههاى فردى و اجتماعى متنوع و روابط گوناگونى كه انسانها با همديگر دارند ، بررسى مى نمايند آيا شما يك جملهء قاطع و نهائى و قابل اثبات با دلايل بى چون و چرا ، از آنان شنيده ايد
[١] . الروم آيهء ٧ .