ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - عامل چهارم
است كه روانشناسى اسلام مطرح و مورد تشويق قرار مى گيرد : ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) [١] ( آيا در ملكوت آسمانها و زمين نظر نكردهاند ) .
اگر روانشناسان معمولى حرفه اى در بارهء ٤٢٧ نمود و فعاليتى كه در ادبيات فارسى فقط به دل نسبت داده شده است ، اظهار بىاطلاعى نمايند و بجهت قابل مشاهده نبودن آنها ، حكم به علمى نبودن آنها نمايند ، تكليف يك انسان شناس همه جانبه چيست عامل چهارم - ناديده گرفتن و از رسميت انداختن تحقيق در بارهء پديدهها و فعاليتهايى كه بنام مختصات و شئون دل ناميده ميشوند . البته همهء ما اين مطلب را هم مى دانيم كه محدود نگران در مسائل روانى به نا ديده گرفتن و از رسميت - انداختن مختصات و شئون دل قناعت نورزيده و هر موقعى كه سخن از آن امور بميان مى آمد ، با چماق كوبنده ولى با صورتى آب طلائى « ما كارى با متافيزيك نداريم ، ما روش علمى در پيش گرفتهايم » كه خيلى كوبنده تر از چماق تكفير قرون وسطائىها بر مغز دانش طلبان فرود آمده است به سراغ مطرح كنندهء مختصات و شئون دل مى روند .
اين جانب در مسائل مربوط به دل كه مجبور به تتبع بودم ، در حدود ٤٢٧ پيشوند و پسوند در مفاهيمى كه بازگو كننده احوال و موقعيت و پديدهها و فعاليتها براى دل وجود دارد جمع آورى نموده و در مجلد هفتم از ترجمه و تفسير نهج البلاغه از ص ٢٩٠ تا ص ٣٢٥ بيان نمودهام . البته نمى توان اين تتبع را براى بدست آوردن همهء مختصات و شئون دل كافى تلقى نمود ، ولى مى توان آنها را بعنوان نمونهء قابل توجه براى بدست آوردن اطلاعات كافى در بارهء امور مزبوره در نظر گرفت . ممكن است بعضى از اشخاص در اين مورد چنين
[١] . الاعراف آيه ١٨٥ .