ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - عامل تخريبى ١٧١ جز اين نيست ١٨٧ ها در شناخت قطعه قطعههاى انسان
٨ - انسان حيوانى است مكتشف و جز اين نيست ٩ - انسان حيوانى است كه سخن مى گويد و جز اين نيست ١٠ - انسان حيوانى است كه مى خندد و مى گريد و جز اين نيست ١١ - انسان حيوانى است خودخواه و جز اين نيست ١٢ - انسان حيوانى است متافيزيكى و جز اين نيست ١٣ - انسان حيوانى است كه تاريخ دارد و جز اين نيست ١٤ - انسان حيوانى است كه با تعهدها و قرار دادها زندگى ميكند و جز اين نيست ١٥ - انسان حيوانى است كه آزادى را مى خواهد و جز اين نيست ١٦ - انسان حيوانى است كه وسائل مى سازد و به هدفهاى خود مى رسد و جز اين نيست ١٧ - انسان حيوانى است ناراضى كه گاهى عدم رضايت او باعث پيشرفت او مى شود و گاهى عدم رضايت او موجب سقوطش ميباشد و جز اين نيست ١٨ - انسان حيوانى است قدرت پرست و سلطه جو و جز اين نيست ١٩ - انسان حيوانى است رقابت كننده و جز اين نيست ٢٠ - انسان حيوانى است معامله گر و جز اين نيست البته مقصود از اين تعريفات و توصيفات كه به عنوان مثال گفتيم ، اين نيست كه هر متفكر تجزيه اى در هر يك از اين مختصات كه كار كرده است واقعا يك جملهء « جز اين نيست » را هم به آن تعريفات و توصيفات صريحا اضافه نموده است ، منظور ما اين است كه معمولا در روش تجزيه اى ، مختصى كه مورد تحقيق و بحث قرار گرفته است ، به جهت كثرت يا اهميتى كه مسائل پيرامون آن مختص براى محقق نشان داده است ، به جاى تحقيق و بررسى علمى آن مختص ، تعميمات ناشى از احساسات و يا هدفگيرىها را وارد ميدان ميكند آن گاه آگاهانه يا ناآگاهانه انسان را فقط از ديدگاه همان مختص