ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - ٢ - فطرت اوليهء انسان پاك و داراى استعداد كمال است
تعليم اسماء از طرف خداوندى بقدرى بوده است كه فرشتگان با متوجه شدن به اين عظمت كه در آدم بوجود آمده بود ، پاسخ سؤال خود را از حكمت خلقت آدم و فرزندانش دريافتند .
صفت چهارم - همهء فرشتگان به اين سر سلسلهء انسانها به امر خداوندى سجده كردهاند .
صفت پنجم - خداوند سبحان او را مبدء و سر سلسلهء نوع انسانى كه از نظر داشتن استعدادهاى تكاملى و قواى عالى معرفت و عمل و سلطه بر جهان هستى ، بسيار شگفت انگيز است ، قرار داده است .
٢ - فطرت اوليهء انسان پاك و داراى استعداد كمال است مشاهدات و تجارب دقيق در زندگى اقوام و ملل در همهء دورانها اين نتيجه را اثبات مى كند كه فطرت اوليهء انسانى پاك و مستعد كمال نامحدود است .
و هيچ متفكر و مكتبى نمى تواند ادعا كند كه اين موجود ذاتا پليد و شر است .
اگر يك متتبع و محقق بىغرض و دور از جاذبهء اصول پيش ساخته وارد قلمرو شناخت همه جانبهء انسان بوده باشد ، قطعا باين نتيجه خواهد رسيد كه فطرت اوليهء انسان پاك و مستعد كمال است . كودك از آغاز رشد حسى و فكرى با كمال جديت سر و كار خود را با واقعيتها و حقايق مى بيند . كودك بدون اين كه حتى قدرت تفكيك خود از جز خود ( بعنوان واقعيت ) را بدست آورده باشد ، چيزى جز اين كه با واقعيتها در ارتباط است ، براى او مطرح نيست . اين موجود واقع جو و واقع ياب در اثر ارتباط با اجتماعى كه او را در برگرفته است ، در مجراى دگرگونىها قرار مى گيرد ، تا آنجا كه اجتماع مى تواند او را تا حد يك حيوان پوچگرا و حتى ضد واقع در آورد . از امكان و تحقق چنين دگرگونىها كه در افراد نوع انسانى مشاهده مى شود ، هيچ متفكر و مكتبى نمى تواند ادعا كند كه من انسان را مى شناسم ، در صورتى كه معلومات او مربوط به قيافهها و پديده هائى