ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - مادامى كه ١٧١ من ١٨٧ از ارتباط با طبيعت بريده نشده است ، انبساط و انقباض ( نشاط و سستى ) براى ١٧١ من ١٨٧ يك امر طبيعى است
واجب ( مستحب ) وادار كنيد ، و هنگامى كه روى گردان شدند ، فقط بانجام واجبات كفايت كنيد ) .
٦ - قال أبو عبد اللَّه عليه السّلام : لكلّ أحد شرّة و لكلّ شرّة فترة فطوبى لمن كان فترته إلى خير [١] ( امام صادق ( ع ) فرمود : براى هر كسى نشاط و هيجان شديدى پيش مى آيد و در دنبال هر نشاط و هيجانى ، سستى وجود دارد ، خوش باد حال كسى كه دورهء سستىاش رو به خير باشد ) .
مضمون اين روايت از امام محمد باقر از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين وارد شده است : ٧ - ألا أنّ لكلّ عبادة شرّة ثمّ تصير ألى فترة فمن صارت شرّة عبادته إلى سنّتى فقد اهتدى و من خالف سنّتى فقد ضلّ و كان عمله فى تباب . . .
[٢] ( آگاه باشيد براى هر عبادتى نشاط و هيجانى است ، سپس رو به سستى مى رود ، هر كس نشاط عبادتش به سنت من منتهى شود ، هدايت يافته است و كسى كه با سنت من مخالفت نمايد ، قطعا گمراه است و عمل او در تباهى و خسارت است ) .
مادامى كه « من » از ارتباط با طبيعت بريده نشده است ، انبساط و انقباض ( نشاط و سستى ) براى « من » يك امر طبيعى است .
< شعر > قفل گر ، گه قفل سازد گه كليد قبض بسط آرد مشو تو نااميد < / شعر > چنانكه اشاره كرديم آن سطح من كه مجاور طبيعت است يا خود طبيعى بجهت ارتباط با طبيعت بدن و غرايز حيوانى و جهان عينى كه پيرامون آدمى را فرا گرفته است ، نوسانات « من » در انبساط و انقباض ادامه دارد ، تا آن گاه كه ارتباط « من » با جهان عينى و بدن و غرايز بحد اعلاى ارتباط انسانى برسد ،
[١] - اصول كافى - محمد بن يعقوب كلينى ج ٢ ص ٨٦ .
[٢] - همين مأخذ ص ٨٥ .