ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - مطلب دوم
نظام فكرى اسلام در بارهء روانشناسى كاملا باز است و هيچ شخصيت متفكر اگر چه از عاليترين تفكرات و اعتبار شخصيتى برخوردار بوده باشد ، چه در گذشته و چه امروز ، نمى تواند نظام فكرى و علمى اسلامى را ببندد .
مطلب دوم - موضوعى است كه از اهميت فوق العاده در علم روانشناسى اسلامى برخوردار است و آن اتفاق نظرى است كه همهء حكماء و دانشمندان و صاحبنظران در جنبهء ملكوت گرائى نفس ابراز كردهاند . چنانكه در نظريات گذشته ملاحظه نموديم و مى توان گفت : از آن مسائل اساسى كه حتما بايد در روانشناسى اسلامى در متن قرار بگيرد و حتى جزء تعريف نفس اتخاذ شود .
همين جنبهء ملكوت گرائى و بعد روحانى آن است زيرا اين استعداد بطور قطع در نفس انسانى وجود دارد . و نمى توان گفت كه : توجه خاص حكماء و دانشمندان و صاحبنظران اسلامى باين استعداد كه حتما بايد جزئى از تعريف قرار بگيرد ، معلول دريافت شخصى و استنباط خاص آنان بوده است . بلكه اين توجه و اهميت دادن مربوط به متن منابع اسلامى است كه با صور و اشكال مختلف اين استعداد را در نفس انسانى گوشزد نموده است ، مانند امكان وصول بمقام نفس مطمئنه و لقاء اللَّه و نور غير ذلك از كلماتى كه بيان كنندهء استعداد مزبور است .
از طرف ديگر مشاهده عينى ما در كاروان انبوه انسانها است كه در مسير تاريخ در حركتند ، وجود اشخاص فراوانى را كه مانند رگههاى الماس در توى انبوه ذغال سنگ غوطه وران در حيات طبيعى محض اثبات مى كند كه استعداد عالى نفس را به فعليت رسانده و از امتيازات آن برخوردار شدهاند . از اين مطلب كه متذكر شديم ، مى توان به علت اصلى بلا تكليفى روانشناسىهائى كه بظاهر قيافهء علمى بخود گرفتهاند ، بخوبى پىبرد . علت اصلى اينست كه روانشناسىها مهمترين و اساسىترين استعداد روان را ناديده مى گيرند و مى خواهند مختصات آن استعداد را با اصول كاملا طبيعى نفس تفسير نمايند و اين تفسير نابجا آنان را به مشكلاتى لا ينحل دچار ميكند كه براى تسليت خود در برابر آن مشكلات ،