ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - حكماء و دانشمندان اسلامى در صدد تعريف نفس و روان بر آمده اند
ابن رشد اگر چه همان تعريف اجمالى ارسطو را براى نفس انتخاب مى كند ، ولى در توضيح ابعاد و استعدادهاى آن دقيقتر و گسترده تر بحث مى كند ، به همين جهت است كه گفته شده است : اين شخصيت براى قرون وسطى مفيدتر از خود ارسطو بوده است . صدر المتألهين شيرازى در تعريف نفس چنين مى گويد : « اما تعريف حدى نفس ، مطابق آنچه كه حكماء گفتهاند ، بيان مى كنيم : براى نفس حيثيتهاى ( جهات يا ابعاد ) متعددى است كه بجهت اين اختلاف ، به نامهاى مختلفى ناميده شده است و آنها عبارتند از : قوه ، كمال ، صورت . نفس بدانجهت كه براى تحريك و انفعال از صور محسوسات و معقولات [ كه ادراك ناميده مى شود ] نيرو مى بخشد ، قوه ناميده شده است و با نظر به ماده اى كه در آن حلول مى كند تا از آن ماده جوهر نباتى يا حيوانى جمع شوند و متشكل گردد ، صورت ، و با نظر باين كه طبيعت جنس پيش از انضمام فصل به آن ناقص است و پس از انضمام به جنس ، نوع بوسيلهء آن انضمام كامل مى گردد ، كمال ناميده شده است . و گفتهاند : تعريف حدى نفس با كمال شايسته تر است از تعريف آن با صورت . . . » [١] دو مطلب مهم در تعريفاتى كه حكماء و دانشمندان اسلامى در بارهء نفس آورده اند
دو مطلب مهم در تعريفاتى كه حكماء و دانشمندان اسلامى در بارهء نفس آورده اند مطلب يكم -
مطلب يكم - اين كه آن عده از اجزاى تعريف نفس كه حكماء و دانشمندان اسلامى از ارسطو بهره بردارى نموده يا گفتههاى آنان در آن اجزاء با ارسطو مطابقت دارد ، مقدارى از مفاهيم كلى هستند كه نياز معرفت ما را در بارهء نفس بر نمى آوردند . مانند : تماميت ، كمال ، جوهر ، قوه . . . بهمين جهت است كه بعضى از حكماء و دانشمندان اسلامى تقيد به نظرات ارسطو را كنار گذاشته ، تا حدود قابل توجهى اقدام به بيان مختصات مشخصترى براى نفس نمودهاند .
بعنوان مثال در تعريف ابن سينا و ابو حامد غزالى اين مفاهيم وارد تعريف ميشوند
[١] . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقلية ج ١ ص ٤ مجلد ٨ ص ٧ صدر المتألهين