ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٠ - تفسيرى مختصر در بارهء خلقت بر ١٧١ حق ١٨٧
مخلوقاتش براى بوجود آمدن ، مستند به هستى خود آنها كه واقعياتى در مجراى كون و فساد ( هست و نيست ) مى باشند ، نيست .
مطلب دوم - اين آيات ده گانه با كمال صراحت مى گويد : جهان هستى در بيرون از ذهن و درك انسان واقعيت دارد ، بنا بر اين هر كس كه بگويد : جهان بينى اسلامى از نوع جهان بينىهاى ذهن گرائى است ، يا از مكتب اسلام اطلاعى ندارد و يا براى توجيه طرز تفكرات خود باسلام تهمت مى زند . با نظر به آيات فوق ، اسلام يك مكتب معتقد به واقعيت جهان عينى بوده و ذهنى بودن آنرا قاطعانه رد مى كند . براى اثبات علمى و فلسفى مكتب واقع گرائى و رد ايده آليسم لطفا به كتاب اين جانب ( مولوى و جهان بينىها ص ١٠٤ تا ص ١٠٦ ) مراجعه فرمائيد .
مطلب سوم - مسلم است كه انسان يا عاليترين موجود در جهان خلقت است و يا يكى از عاليترين موجودات در صحنهء خلقت است . بنا بر اين خلقت او نيز بر « حق » است و براى وصول به يك هدف والائى است كه با زندگى محدود و بىمحاسبهء چند روز اين دنيا تأمين نمى گردد . و بايد براى حيات او هدفى ماوراى مقاصد ناچيز زندگى طبيعى محض وجود داشته باشد . براى بررسى و تحقيق در هدف والاى زندگى انسان رجوع شود به كتاب « فلسفه و هدف زندگى » تأليف اين جانب .
٣ - آياتى فراوان در قرآن مجيد با اشكال مختلف تأكيد مى كند كه هستى انسان با مرگ از بين نمى رود و مرگ براى اين موجود بزرگ پلى است براى عبور به جهان ديگرى كه از نظر عظمت و بقاء و اصالت با اين حيات زودگذر بهيچ وجه قابل مقايسه نيست .
( وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا ) [١] ( و قطعا جهان آخرت حيات
[١] . العنكبوت آيهء ٦٤ .