ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - تفسيرى مختصر در بارهء خلقت بر ١٧١ حق ١٨٧
حقيقى است ) .
در حقيقت حيات حقيقى حيات اخروى است و اين زندگانى با نظر به ماهيت آن پديده ايست ناچيز .
٤ - آيه اى است در قرآن مجيد كه صريحا مى گويد : من انسان را براى هدفى آفريدهام .
( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) [١] ( و من جن و انس را نيافريدهام مگر اين كه براى من عبادت كنند ) .
توضيح مشروح را در بارهء عبادت كه هدف خلقت انسان است . در همان كتاب فلسفه و هدف زندگى بيان نمودهايم .
امير المؤمنين عليه السلام قانون كلى هدف شناسى را چنين بيان فرموده است :
إن لم تعلم من أين جئت لم تعلم ألى أين تذهب [ حكم منثوره ص ٢٧ ] ( اگر ندانسته اى كه از كجا آمده اى ، ندانسته اى كه به كجا خواهى رفت ) .
اين است قانون منحصر شناخت هدف حيات ، اگر كسى از اين قانون صرف نظر كند ، يعنى اطلاعى از مبدء وجود خود نداشته باشد ، محال است هدف و مسير وجود خود را بداند . دليل اين تلازم ( عدم شناخت هدف بجهت عدم شناخت مبدء وجود ) خيلى روشن است . زيرا اگر شناخت و اعتراف به مبدء وجود آدمى كه خدا است ناديده گرفته شود ، انسان جز مانند يك حرف نيست كه در ميان هزاران حروف و سطرهاى كتاب نوشته شده و هيچ اطلاعى حتى از حروف پيش و پس خود ندارد . البته انسان بطور كامل مانند حروف يا يك حلقه از زنجير طولانى بينهايت نيست كه هيچگونه اطلاعى از پيش و پس و علت حركت و غير ذلك نداشته باشد ، ولى مسلم است كه اطلاعات بسيار بسيار
[١] . الذاريات آيهء ٥٦