ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - نظريهء سوم
بوجود آوردن اين مكتبها چيست آنها بدون معطلى پاسخ خواهند گفت : ما بدليل وجدان اين گام را برميداريم و هدف ما رسيدن انسانها به حيات خويش است و هيچگونه جاى ترديد نيست كه اين پاسخ تكيه بر دل و وجدان مى نمايد ، زيرا عقل نظرى جزئى نگر كه همواره وابسته به آن خود است كه فرماندهى درون را اداره ميكند ، پاسخ قانع كننده اى به سؤال مزبور ندارد ، بلكه تا آن « خرد » كه در درون آدمى است و عقل نظرى جزئى وابسته به آن است ، چه « خود » ى بوده باشد .
نظريهء سوم - ما نمى دانيم اصول بنيادين طبيعت بشرى چيست همين مقدار مى دانيم كه نمودها و سطوح قابل درك تاريخ بشرى همواره قيافهء خود - خواهى و لذت پرستى و سودجويى و « من هدف و ديگران وسيله » را نشان مى دهد .
در توضيح اين نظريه كه از لابلاى بحث و گفتگوهاى مربوطه بر مى آيد ، مى توان گفت : با توجه به قابليت انعطاف و سازش با هر گونه هدفگيرى و مسيرى كه در تاريخ حيات طبيعى بشرى وجود دارد ، ما نمى توانيم اصول و قوانين و تعريفات معينى را براى « انسان آن چنانكه هست » و « انسان آن چنانكه بايد » تعيين نموده و بر مبناى آنها طبيعت و اهداف و مسيرهاى حيات او را مانند ديگر علوم مربوط به جهان طبيعت مورد شناخت و بهره بردارى قرار بدهيم و آنچه كه به خوبى ديده مى شود و نمودها و سطوح قابل درك تاريخ نشان مى دهد ، چنانكه گفتيم خودخواهى و لذت پرستى و سودجويى است كه بشر همواره خواسته است با حد اقل تلاش و صرف انرژى از بالاترين محصولات امور مزبوره استفاده نمايد . به نظر مى رسد اين نظريه هم مانند نظريه يكم و دوم ، نمى تواند تفسير صحيحى در بارهء « انسان آن چنانكه هست » براى ما ارائه بدهد . زيرا : اولا : اين يك تجاهل است ادعا كنيم كه ما از اصول بنيادين طبيعت