ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩ - نظريهء دوم
موجب شيوع و رواج لزوم انتخاب طبيعى و بقاى اصلح بمعناى طبيعى محض آن ، از طرف شخصيتهاى نامبرده در بنى نوع انسانى گشته است . به جرأت مى توان گفت : آن ضعف و ناتوانى كه نوع انسانى در شناخت و بجا آوردن صيانت ذات كه به متورم ساختن خود و پرستش آن نيانجامد ، نشان داده است در هيچ مورد ديده نمى شود . و انسان هنوز باصطلاح بعضىها از غار نشينى بيرون نيامده است . اين موجود يا در غار خوابيده و خميازه مى كشد و بى احتياط دست و پايش را به كرات فضايى دراز ميكند [١] او هنوز نمى داند و يا ميداند و نمى خواهد بخود بقبولاند كه « خود » در جريان قانونى خويش بدون اين كه با شكست روبرو شود و يا چيزى از آن حذف گردد مى تواند براى پرواز در هر گونه فضاى تكاملى بال و پرى باز كند و حركت كند لذا بايد گفت بدبينانى كه از نظريهء دوم دفاع جدى مى نمايند بايد بدانند كه بنيادينترين مسئله اى كه بايد آنرا مورد توجه قرار بدهند ، مسئله فوق است كه اگر بطور صحيح حل شود ، شكوه و عظمتى فوق وصف در انسان خواهند ديد . اين تفريطگرايان مى توانند در مقابل عقل و هوش استخدام شده براى خود طبيعى خام ، حد اقل سراغ دل و وجدان آدمى را و لو يك بار ولى دقيق و بيطرفانه بگيرند و ببينند اين نيرو يا عامل فعال در درون آدمى كه دل و وجدان ناميده شده است ، در تلطيف و تصعيد خودخواهيها و سودجوئيها و لذت پرستيهاى بشرى چه كرده است . هزاران مجلد كتاب ادبى عالى از متفكرانى كه در شرايط اقليمى گوناگون و ادوار مختلف بوجود آوردهاند در دسترس پژوهندگان قرار گرفته و محور مطالب همهء آنها فقط و فقط دو كلمهء اساسى و پايدار است كه دل و وجدان آدمى است . از طرف ديگر هيچ مكتب اجتماعى و سياسى و اقتصادى انسانى در طول تاريخ بشرى بوجود نيامده است مگر اين كه اگر از بانيان آنها بپرسيد كه دليل و هدف نهايى شما از
[١] . مقصود از بىاحتياطى امكان سوء استفادهء نظامى براى آدمكشى از تسلط بر فضا ميباشد .