ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - آيا طبيعت انسان از ديدگاه اسلام قابل شناخت و تعريف است
هست « و » انسان آن چنانكه بايد « از ديدگاه اسلام . تعالى انسان در اين دين انسانى با دريافت و شناخت عميق دو قلمرو از ديدگاه همين دين كشف و روشن مى گردد .
آيا طبيعت انسان از ديدگاه اسلام قابل شناخت و تعريف است كلمهء طبيعت ، ذات ، حقيقت ، واقعيت ، ماهيت و امثال اين كلمات كه بازگو كنندهء همه ماهيت انسان بوده باشد ، در قرآن و ديگر منابع اصيل اسلامى ديده نمى شود و آن دسته از متفكران و صاحبنظران اسلامى كه تمام ماهيت انسان را تعريف كردهاند ، يا در صدد تعريف آن بر آمده توصيفاتى را ذكر كردهاند ، برداشتهائى بوده است كه از نظر علمى و يا فلسفى بوده و يا با نظر به آن آياتى از قرآن و ديگر منابع اسلامى است كه بدون ضميمه كردن « جز اين نيست » مطرح نموده است . به كار نبردن اين كلمات به نظر به دلائل زير از جالبترين و شگفتانگيزترين حقايق است كه مى تواند مؤثرترين عامل تكاپوى علمى و عملى براى ما بوده باشد . ممكن است كسى بگويد كه : در زمان نزول آيات قرآنى ، اين گونه كلمات كه داراى مفاهيم فلسفى و باردار تجريدى كلى مى باشند در فرهنگ ادبى عرب وجود نداشته است تا خداوند متعال به وسيلهء آنها مقاصد خود را بيان نمايد . پاسخ اين مسئله روشن است و آن اين است كه : اولا - نفى استعمال آن گونه كلمات و يا مرادف آنها در صدر اسلام با گسترش بسيار وسيعى كه ما در لغت عرب سراغ داريم ، يك نفى منطقى نيست .
ثانيا - لغاتى در قرآن به كار رفته است كه در جامعه عرب آن روز متداول نبوده است ، ولى با نظر به قرائن كلامى و يا استعداد و زمينهء وسيع و قابل افزايش لغت عربى مانعى از بكار رفتن آنها وجود نداشته است .