ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - ٣ - در حلالش حساب ٤ - در حرامش عقاب
و او در ظلمتى از جهل باين كه از او چه مى خواهند ، شب و روز را پشت سرهم در مى نوردد و بعبارت صحيحتر شب و روز زندگى كودكانهء او را در مى نوردد . تا دوران جوانى فرا رسد كه انسان در اين دوران معمولا مى تواند ، ولى نمى داند ، و هنگامى كه دوران دانستنش فرا رسيد ، توانستنش رو به زوال و فنا رفته است . اينست آغاز ورود به صحنهء حيات طبيعى محض در رويهء محسوس عالم طبيعت .
٢ - پايان ارتباط حيات طبيعى با رويهء محسوس عالم طبيعت ، فنا و زوال است ، زيرا : ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) [١] ( هر نفسى شربت مرگ را خواهد چشيد و سپس به سوى ما رجوع خواهيد كرد ) .
< شعر > تكيه بر اختر شبگرد مكن كاين عيار تاج كاووس ربود و كمر كيخسرو < / شعر > حافظ ٤ ، ٥ - فى حلالها حساب و فى حرامها عقاب ( در حلال اين دنيا حساب است و در حرامش عقاب ) .
٣ - در حلالش حساب ٤ - در حرامش عقاب اين مسئله كه بشر در آينده روزى را براى بررسى زندگيش خواهد ديد كه معاد ناميده مى شود ، ترديدى نيست و بعنوان اصل سوم از اصول زير بنائى اسلام مورد اعتقاد همهء مسلمانان است و بيك معناى عمومى آن اصل مورد پذيرش همهء الهيون و كسانى است كه حيات انسان را در اين دنيا مستند به حكمت بالغهء خداوند فياض مى دانند . آنچه كه مورد نظر و اختلاف است ، موضوعاتى است كه انسانها در بارهء آنها مسئول واقع خواهند گشت . مى توان گفت : با نظر به مجموع آيات قرآنى و روايات معتبر اين مسئله ثابت است كه همهء حركات
[١] - العنكبوت آيه ٥٧ .