ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - نتيجهء منفى دوم در روش تجزيه اى
گرفته است ، نه چيزهاى يك بعدى را . بايد گفت : « مديريت صحيح عبارت است از اجتماع و هماهنگى حيات و عقل و قلب و انسانهاى جامعه در مقام مديريت » .
اين بود داستان سياست و حكومت و مديريت على فرزند ابراهيم خليل و برادر محمد بن عبد اللَّه ( ص ) كه مى گفت :
أ أقنع من نفسى بأن يقال لى أمير المؤمنين و لا أشاركهم في مكاره الدّهر و لا أكون أسوة لهم في جشوبة العيش .
( آيا از موقعيت خود به آن قناعت كنم كه به من امير و حاكم جامعهء مؤمنين گفته شود و در ملايمات روزگاران با آنان شركت نكنم و در خشونت و ناگواريهاى زندگى مورد تبعيت آنان قرار نگيرم ) .
جدائى بعد سياسى از انسان هيچ تفاوتى با جدائى بعد تفكر و دريافتهاى اصيل انسانى و آزادى و ديگر شئون انسانى از انسان ندارد .
از آن هنگام كه بررسى انسان با اين گونه روش تجزيه اى محض رواج پيدا كرده است ، اين حقيقت اساسى فراموش شده است كه انسان را حد اقل با يك محصول تفاعل عناصر شيميائى مقايسه كنند كه پس از جريان تفاعل بوجود مى آيد ، و مختصات جديدى را به وجود مى آورد كه در تك تك عناصر تركيب كننده وجود نداشته است . مخصوصا آنمحصولات شيميائى كه غير قابل بازگشت به اجزاء عناصر تركيب كنندهء خود مى باشند . وحدت حيات و وحدت شخصيت آدمى را اگر با يك محصول تفاعل شيميائى مقايسه كنيم ، هم داراى مختصات جديد است و هم غير قابل بازگشت به اجزاء و عناصر تركيب كنندهء خود . مختصات وحدت حيات و وحدت شخصيت انسانى است كه نيروها و استعدادهاى وى را به فعليت مى رساند و آنها را براى سازندگى و سودمند بودن هماهنگ مى سازد .