ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - دو نتيجهء منفى روش تجزيه اى
امروز هم آن دسته از متفكران كه در موضوعات مورد تحقيقشان ، بطور عميق مى انديشند ، اظهار همين تحير را مى نمايند . همان طور كه متذكر شديم تجارب و استدلالهائى بسيار مفيد در اثبات و نفى مسائل مربوط به « من » ، « خود » به جريان افتاده است كه ناديده گرفتن آنها يا از بى اطلاعى است و يا از عينك خاصى كه به چشم زده مى شود . همچنين روش تجزيه اى در ديگر غرائز و استعدادهاى ابعاد انسانى پيشرفت چشمگيرى داشته است .
به طور كلى تخصص فى نفسه يكى از بزرگترين عوامل پيشرفت علم و صنعت بوده و خواهد بود . نهايت امر پيشتازان معرفت بشرى ، مخصوصا كسانى كه با علوم انسانى سر و كار دارند ، كارى را كه بايد انجام بدهند ، اين است كه تخصص مخصوصا در علوم انسانى موجب متلاشى شدن وحدت حيات انسانى است كه آن وحدت منشأ آثار حقيقى انسانيت انسان است ، و قرار گرفتن متخصص در قالب مورد تخصص خود به متلاشى شدن اين وحدت مى انجامد .
دو نتيجهء منفى روش تجزيه اى پيش از بيان نتايج منفى روش تجزيه اى ، دو مسئله را مورد توجه قرار مى دهيم : مسئلهء يكم - اين كه مى گوئيم : « نتايج منفى روش تجزيه اى » ، معنايش آن نيست كه خود روش تجزيه اى ذاتا داراى آن نتايج منفى است ، زيرا بينش علمى و معرفتى در بارهء هر جزئى از جهان و انسان هر اندازه كه همه جانبه تر و دقيقتر بوده باشد ، مفيدتر و كامل خواهد بود ، بلكه با يك نظر اين يك توفيق بسيار با اهميت است كه هر جزئى از دو قلمرو مزبور را از سطوح و ابعاد مختلف بشناسيم و مى توان گفت : حتى فقط يك توفيق شايسته نيست ، بلكه ضرورتى است كه آنرا اشتياق ذاتى ما براى بدست آوردن آگاهيها و اطلاعات كامل از « آنچه كه هست » و موفقيت در « حيات معقول » ايجاب ميكند . بنا بر اين ، مقصود