ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - پنج - از خود براى خود برخوردار شويد
است . مفاد اين اصل را امير المؤمنين ( ع ) چنين بيان ميكند :
و اعلموا أنّه من لم يعن على نفسه حتّى يكون له منها واعظ و زاجر لم يكن له من غيرها لا زاجر و لا واعظ [١] ( و بدانيد كسى كه اهميتى بخود ندهد كه از درون خود مربى ( پند دهنده و عامل جلوگيرى كننده از تباهىها داشته باشد ) براى او از غير خود نه عامل جلوگيرى كننده از تباهىها وجود دارد و نه پند دهنده ) .
خلاصهء اين اصل تصعيدى چنين است كه اگر آدمى اهميتى به خويشتن ندهد و ذات خود را بجاى نياورد و احتياجات و امتيازات او را نداند و در صدد ساختن خويش برنيايد ، هرگز از ديگران نبايد توقع و انتظار ساختن خويش را داشته باشد . اگر در يك انسان ارادهء تصعيد تكاملى حيات با سابقهء معرفت لازم بحركت در نيايد ، همهء پيامبران الهى و اوصياء و اولياء و حكماء و همهء آثار و كتبى كه در بارهء بيان امتياز تصعيد كمالى حيات و طرق وصول به آن نوشته شده است ، در اختيار او قرار بگيرد ، درست شبيه به اين است كه بجاى يك خورشيد هزاران خورشيد در فضا براى روشنتر ساختن آن بوجود بيايد ، تا خفاش ببيند و صدها هزار عصاى محكم در پيرامون كسى كه براى حركت نه دستى دارد و نه پائى متراكم كنند منطقهء ارادهء تصعيد حيات در درون آدمى شبيه به منطقه ايست كه هيچكس و هيچ عامل قدرت ورود به آن ، ندارد .
يعنى انسان مى تواند اين منطقه را بر روى همه چيز و همه كس ببندد و فقط خود او است كه مى تواند وارد اين منطقه شده و اراده را بحركت در آورد . لذا بى علت نبوده است كه ملاك ارزش يك شخصيت با ارادهء شخصى او قابل درك مى باشد .
در منابع اسلامى چه در قرآن مجيد و چه در احاديث معتبر ، لزوم
[١] . خطبهء ٩٠ ص ١٢٣ از سطر ١٦ .