ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧ - نه - در مسير تصعيد حيات كمالى ، با دل دادن به پستىها ، عظمت و ارزش من خويشتن را تباه نكنيد
اينان مفهومى ندارد و شايد عده اى از اين گروه اصول و قوانين مزبور را بيش از پندارهاى بىاساس چيزى تلقى نمى كنند .
اينان جان و انديشه و عقل و وجدان را كه در توجيه و تقويت و تكميل به فعليت رساندن آنها كار و كوششى انجام ندادهاند ، بى ارزش تلقى نموده و آنها را قابل معامله با همه چيز مى دانند . مولوى از زبان اين سرمايههاى با عظمت ، صاحبان آنها را كه بدون محاسبهء ارزش ، آنها از دست مى دهند ، چنين مى گويد :
< شعر > من ندانم آنچه انديشيده اى اى دو ديده دوست را چون ديده اى اى گران جان خوار ديدستى مرا ز ان كه بس ارزان خريدستى مرا هر كه او ارزان خرد ارزان دهد گوهرى طفلى به قرصى نان دهد < / شعر > در صورتى كه از ديدگاه اسلامى اين سرمايهها كه ساخته شدهء خداوندى است ، با هيچ قيمتى قابل ارزيابى نيست ، مگر قيمتى كه خداوند مقرر فرموده است : ( إِنَّ الله اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ ) [١] ( قطعى است كه خداوند نفوس و اموال مردم با ايمان را خريده است ) :
< شعر > فروشنده حسين هستيش كالا مشترى يزدان بيا كالا ببين بايع نگه كن مشترى بنگر < / شعر > فقط با اين مبناى الهى است كه مى توان از انسانها توقع داشت كه امتيازات حياتى را كه در اين زندگانى بدست مى آورند ، در اختيار انسانهائى كه نهالهاى باغ خداوندى هستند بگذارند ، زيرا اين گونه خدمت به انسانها معامله با خداوند بخشندهء حيات و امتيازات آن است .
[١] . سورهء توبه آيهء ١١٠