ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
يا تشنگى سوزان انسانى را كه در پهنهء بيابان شعله را براى رفع تشنگى باين سو و آن سو مى دود ، بر طرف نمايد . قطره مشغول كار است :
< شعر > قطره اى كز جويبارى مى رود از پى انجام كارى مى رود < / شعر > اين همان قطره است كه نابودىاش از كارگاه هستى همان اختلال را بوجود خواهد آورد كه نابودى يك كازار يا يك كهكشان < شعر > بهر جزئى ز كل كان نيست گردد كل اندر دم ز امكان نيست گردد جهان كل است و در هر طرفة العين عدم گردد و لا يبقى زمانين دگر باره شود پيدا جهانى بهر لحظه زمين و آسمانى اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > اگر بخواهيد عظمت و قدرت موجودات ضعيف را در اين جهان هستى بدانيد ، بآن اصول و مبادى بسيار با عظمت بنگريد كه اين موجودات ضعيف را بوجود آوردهاند . همهء جهان بينان و فلاسفه با حذف اصطلاحهاى شخصى ، اين حقيقت را مى پذيرند كه تلفظ ما بيك حرف ب مثلا معلولى از زنجير عللى است كه از آغاز بوجود آمدن اين كيهان بزرگ بجريان افتاده و وادار كرده است كه ما حرف ب را بزبان آوردهايم و اگر اختيار هم در تلفظ اين حرف دخالت كرده باشد ، براى صدور اين حرف ب پديده اى بنام نظارت و سلطهء « شخصيت » به دو قطب مثبت و منفى كار بوجود آمده است كه مى تواند اشراف و سلطهء شخصيت آدمى را برانگيزگى علل اثبات كند ، و اين خود با عظمت - ترين حقيقتى است كه جهان را در برابر جهان واقعى عينى اثبات مى كند .
با اين كه حادثه يعنى تلفظ ب بقدرى ناچيز است كه در مقابل ساير حوادث از نظر سطحى و ابتدائى قابل توجه نمى باشد .
آيا ما تاكنون توانستهايم اثبات كنيم كه هر يك از سلولهاى بدن يك جاندار ميداند كه سلول همسايهء آن در چه حال و وضعى است و در نتيجه اگر حال و وضع آن سلول همسايه مطابق دلخواه آن باشد ، با يكديگر انس و